پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
خانواده اسم 📍 گویش بندرعباسی📍 گویش قشمی📍 گویش مینابی

عَمی

/amu/
تأییدشده · ۵ منبع

املاهای دیگر عامواومو

معنی فارسی

  1. برادر پدر یا مادر۵
  2. عمو۱۲۳۴۶
  3. برادر پدر۴

مثال‌ها

  1. عموی من پزشک است.
  2. عامو محمد مرا به شکار دعوت کرد.۴

توضیحات تکمیلی

ʔomu در طولا، شهر قشم، گیاهدان؛ نگارش فارسی از روی آوانویسی مقاله (کار ما)

اطمینان جامعه به این معنی ۵۰٪
هنوز رأی نگرفته
برای استوری، واتس‌اپ و تلگرام

ریشه‌ی این واژه هنوز ثبت نشده — اگر می‌دانید بگویید. از فارسی میانه مانده؟ وام‌واژه‌ی عربی، هندی، پرتغالی یا انگلیسی است؟ یا از دو واژه‌ی بندری ساخته شده؟ بعد از بررسی استادها، این‌جا با نام شما می‌آید.

منابع ۶

  1. ۱ لغتنامه میناب/ گپ و گویش مینابی وبلاگ · اعتبار متوسط
  2. ۲ وب سایت گچین زیر(پایین) — لغتنامه بندری وبلاگ · اعتبار کم
  3. ۳ وادی بندرعباس وبلاگ · اعتبار متوسط
  4. ۴ فهرست واژه‌های SIRgap (مجموعه‌ی مالک سایت، نسخه‌ی ۱) سایر · اعتبار متوسط
  5. ۵ واژه‌نامه‌ی فعلی هرمزجان (ثبت کاربران سایت قدیم) سایر · اعتبار متوسط
  6. ۶ توصیف و بررسی گوناگونی‌های واژگانی و آوایی گویش‌های جزیرهٔ قشم (محمدهادی فلاحی، سعیده اسدی؛ پژوهش‌های زبانی و ادبیات کاربردی، دانشگاه ولایت ایرانشهر، س۱ ش۱، ۱۴۰۱، ص۱۷۳–۲۰۶) مقاله · اعتبار بالا

تأییدشده · ۵ منبع معنی این واژه را چند منبع مستقل یا جامعه‌ی گویشوران تأیید کرده‌اند.

اصلاح یا تکمیل این واژه

معنی دیگری می‌دانید، تلفظ یا مثال بهتری دارید، یا توضیحی لازم است؟ پیشنهاد دهید؛ پس از بررسی ناظر اعمال می‌شود و ۳ امتیاز می‌گیرید.

برای پیشنهاد وارد شوید

تاریخچه‌ی پیشنهادها

هنوز پیشنهادی برای این واژه ثبت نشده است.

گفت‌وگو درباره‌ی این واژه

کاربرد این واژه در گویش شما چطور است؟ مثال یا خاطره‌ای دارید؟

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.