پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
متفرقه اسم 📍 گویش خمیری

هوباد

/howbād/
تأییدشده · ۲ منبع

معنی فارسی

  1. آب‌گرم (چشمه)۱
  2. آب‌باد۲
  3. نوعی باد (موجود نامرئی)۲

مثال

  1. sabā aram howbād kemaroxo amošom.۱

    فردا به آب‌گرم می‌روم و کمرم را ماساژ می‌دهم.

توضیحات تکمیلی

از ترجمهٔ جملهٔ نمونهٔ مقاله

اطمینان جامعه به این معنی ۵۰٪
هنوز رأی نگرفته
برای استوری، واتس‌اپ و تلگرام

ریشه‌ی این واژه هنوز ثبت نشده — اگر می‌دانید بگویید. از فارسی میانه مانده؟ وام‌واژه‌ی عربی، هندی، پرتغالی یا انگلیسی است؟ یا از دو واژه‌ی بندری ساخته شده؟ بعد از بررسی استادها، این‌جا با نام شما می‌آید.

منابع ۲

  1. ۱ فعل‌های خاص در گویش مردم بندرخمیر (حسن میرزانیکنام، پژوهشنامهٔ فرهنگی هرمزگان، ش ۸ و ۹، ۱۳۹۳) مقاله · اعتبار بالا
  2. ۲ زار، از خدایی باستانی تا آیینی درمانی در جنوب ایران (پژوهشنامهٔ فرهنگی هرمزگان، ش ۶ و ۷) مقاله · اعتبار بالا

تأییدشده · ۲ منبع معنی این واژه را چند منبع مستقل یا جامعه‌ی گویشوران تأیید کرده‌اند.

اصلاح یا تکمیل این واژه

معنی دیگری می‌دانید، تلفظ یا مثال بهتری دارید، یا توضیحی لازم است؟ پیشنهاد دهید؛ پس از بررسی ناظر اعمال می‌شود و ۳ امتیاز می‌گیرید.

برای پیشنهاد وارد شوید

تاریخچه‌ی پیشنهادها

هنوز پیشنهادی برای این واژه ثبت نشده است.

گفت‌وگو درباره‌ی این واژه

کاربرد این واژه در گویش شما چطور است؟ مثال یا خاطره‌ای دارید؟

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.