پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ابزار و وسایل اسم 📍 گویش قشمی

کندوک

/kondûk/
تأییدشده · ۴ منبع

معنی فارسی

  1. جانانی۱
  2. زنبیل۲
  3. سبد۲
  4. ظرف کوچک از برگ نخل برای نگهداری آرد۲
  5. جا نانی۳

مثال‌ها

  1. kondûk pâ ndârε, râh bε jâei nadarε۲

    زنبیل پا ندارد، راه به جایی ندارد

  2. کندوک نان۳
  3. کندوک چوبی۳

توضیحات تکمیلی

معنی دوم به نقل از سعیدی ۱۳۸۶؛ احمدی لاری آن را «قرقره» معنی کرده

جا نانی.

اطمینان جامعه به این معنی ۵۰٪
هنوز رأی نگرفته
برای استوری، واتس‌اپ و تلگرام

ریشه‌ی این واژه هنوز ثبت نشده — اگر می‌دانید بگویید. از فارسی میانه مانده؟ وام‌واژه‌ی عربی، هندی، پرتغالی یا انگلیسی است؟ یا از دو واژه‌ی بندری ساخته شده؟ بعد از بررسی استادها، این‌جا با نام شما می‌آید.

منابع ۴

  1. ۱ کلمات بندری از یاد رفته وبلاگ · اعتبار کم
  2. ۲ تأملی در مفهوم واژهٔ کندوک در ادبیات عامیانهٔ قشم (لیلی اسلامی، پژوهشنامهٔ فرهنگی هرمزگان) مقاله · اعتبار متوسط
  3. ۳ فهرست واژه‌های sirgap2 (مجموعه‌ی مالک سایت، نسخه‌ی ۲) سایر · اعتبار متوسط
  4. ۴ بررسی ناظر هرمزجان (گویشوران محلی) کاربران هرمزجان · اعتبار بالا

تأییدشده · ۴ منبع معنی این واژه را چند منبع مستقل یا جامعه‌ی گویشوران تأیید کرده‌اند.

اصلاح یا تکمیل این واژه

معنی دیگری می‌دانید، تلفظ یا مثال بهتری دارید، یا توضیحی لازم است؟ پیشنهاد دهید؛ پس از بررسی ناظر اعمال می‌شود و ۳ امتیاز می‌گیرید.

برای پیشنهاد وارد شوید

تاریخچه‌ی پیشنهادها

هنوز پیشنهادی برای این واژه ثبت نشده است.

گفت‌وگو درباره‌ی این واژه

کاربرد این واژه در گویش شما چطور است؟ مثال یا خاطره‌ای دارید؟

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.