معنی عشق
ترانه از ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
دَرِ دَروازه یِ غَم بَستَه نابو
درِ دروازهٔ غم بسته نمیشود
کاشکَه تو دُنیا گاهی غم نَهستَه
کاش در دنیا گاهی غم نبود
بِی هَر کَه هیچ وَه چیزی کم نَهستَه
برای هیچکس هیچوقت چیزی کم نبود
اَگَه شافَهمی مَردُم مَعنی عِشق
اگر مردم معنای عشق را میفهمیدند
از اُ خاشتِر تو ای عالم نَهستَه
از آن خوشتر در این عالم نبود
خداوندا چرا تقدیر شومُم
خداوندا، چرا تقدیرِ شومم
- شاعر
- ابراهیم منصفی (رامی)
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.
یادداشتها
ترانهی ابراهیم منصفی (رامی) در وبسایت رسمی او (rami.ir، ادارهشده به نام خانواده/دوستداران)؛ هر سطر با آوانگاری لاتین؛ بیترجمهی فارسی (واژهنامه: rami.ir/vazhehnameh)؛ تاریخ انتشار در سایت: 2003-10-27؛
نخستین نفری باشید که مینویسد