گَپِ آخر
ترانه از ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
بَس کِه اشتباه اُمکِه
بس که اشتباه کردم
زندگیم اَ دست اُمدا
زندگیام را از دست دادم
از خودم جدا بودُم
از خودم جدا شدم
وا غم آشنا بودُم
با غم آشنا شدم
دردِ بی دَوا بودُم
دردی بیدوا شدم
مُبتلای درد اُمکِه
مبتلای درد کردم
از یاد هَمَه رَفتُم
از یادِ همه رفتم
از چِشمِ هَمَه کَفتُم
از چشمِ همه افتادم
همدلی کِنارت نی
همدلی کنارت نیست
تو خَزُنِ دِلمُردَه
در پاییزِ دلمرده
اُمّید بهار اِتنی
امیدِ بهار نداری
چِه بد و چِه خوب اُمکِه
چه بد و چه خوب کردم
رَفتُم و غروب اُمکِه
رفتم و غروب کردم
هر چه گفتِنی مَستَه
هر چه گفتنی داشتم
شَروِندِ جنوب اُمکِه
شروهٔ جنوب کردم
دنیا ارزش اینینِن
دنیا ارزشی ندارد
آدمی که غمگینِن
آدمی که غمگین است
- شاعر
- ابراهیم منصفی (رامی)
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.
یادداشتها
ترانهی ابراهیم منصفی (رامی) در وبسایت رسمی او (rami.ir، ادارهشده به نام خانواده/دوستداران)؛ هر سطر با آوانگاری لاتین؛ بیترجمهی فارسی (واژهنامه: rami.ir/vazhehnameh)؛ تاریخ انتشار در سایت: 2003-09-27؛
نخستین نفری باشید که مینویسد