دریایی
هنوز بررسی نشده این اثر هنوز بهدست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.
سرودهی یدالله شهرجو 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
سرِ دریا روی دوشِ شـــــــهرِ مِن
دریا سر بر دوشِ شهرِ من گذاشته
دستِ مـــوج و زُلفُنِ پـَـریشُونــــی
با دستِ موج و زلفهای پریشان
چیچکــا بــه همــدِگــــه اَگـُــفتِنَن
قصهها را به همدیگر میگویند
دستِ دریــا رویِ پُیِ خَسته شِن
دستِ دریا روی پاهای خستهاش است
یــَـه کمی با آسمـُــــــن تنها بَشِن
کمی با آسمان تنها باشند
اِ دلـُــن همـــــدگــه غصــه بِسَن
از دلِ همدیگر غصه بردارند
وا نگاهی که پر شیدایی ین
با نگاهی که پر از شیدایی است
نبایه غم تُو دلت خونه بکن
نباید غم توی دلت خانه کند
دل تو که ساده نَن،دریایی ین
دلِ تو که ساده نیست، دریایی است
وسعت دستُن تو آسمُونــن
وسعتِ دستهایت آسمان است
دل تو بلورن و مـــــهربُنن
دلِ تو بلور است و مهربان
دریا قسمت همه عاشقُنن
دریا قسمتِ همهٔ عاشقان است
تُوی شُو خلوتت با گل مــــاه
در شب، خلوتت با گلِ ماه
خلوت عاشقی تُن چه روبــراه
خلوتِ عاشقیتان چه روبهراه است
- شاعر
- یدالله شهرجو
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد یدالله شهرجو است.
یادداشتها
«یداله شهرجو _ شاعر، نویسنده و روزنامه نگار»؛ ارسال: س ت؛
نخستین نفری باشید که مینویسد