پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

دریایی

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

سروده‌ی یدالله شهرجو 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

سرِ دریا روی دوشِ شـــــــهرِ مِن

دریا سر بر دوشِ شهرِ من گذاشته

دستِ مـــوج و زُلفُنِ پـَـریشُونــــی

با دستِ موج و زلف‌های پریشان

چیچکــا بــه همــدِگــــه اَگـُــفتِنَن

قصه‌ها را به همدیگر می‌گویند

صدایِ مُوجِن و قَهقه یِ خَندوُونی

صدای موج است و قهقههٔ خندانی

دستِ دریــا رویِ پُیِ خَسته شِن

دستِ دریا روی پاهای خسته‌اش است

شَوا کــه بُلن بُبوت ،قــــدم بِزن

می‌خواهد بلند شود و قدم بزند

یــَـه کمی با آسمـُــــــن تنها بَشِن

کمی با آسمان تنها باشند

اِ دلـُــن همـــــدگــه غصــه بِسَن

از دلِ همدیگر غصه بردارند

تویِ چِهمِ همدگه زل شُ زَدِن

توی چشمِ همدیگر زل زده‌اند

وا نگاهی که پر شیدایی ین

با نگاهی که پر از شیدایی است

نبایه غم تُو دلت خونه بکن

نباید غم توی دلت خانه کند

دل تو که ساده نَن،دریایی ین

دلِ تو که ساده نیست، دریایی است

وسعت دستُن تو آسمُونــن

وسعتِ دست‌هایت آسمان است

دل تو بلورن و مـــــهربُنن

دلِ تو بلور است و مهربان

تو که دریای بایه مهربُن بِبی

تو که دریایی، باید مهربان باشی

دریا قسمت همه عاشقُنن

دریا قسمتِ همهٔ عاشقان است

تُوی شُو خلوتت با گل مــــاه

در شب، خلوتت با گلِ ماه

خلوت عاشقی تُن چه روبــراه

خلوتِ عاشقی‌تان چه روبه‌راه است

دریا و مــاه که مشغول گــَـپَن

دریا و ماه که گرمِ گفت‌وگویند

هر چه موجِن همه چهمَن و نگاه

هر چه موج است، همه چشم است و نگاه

شاعر
یدالله شهرجو
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد یدالله شهرجو است.

یادداشت‌ها

«یداله شهرجو _ شاعر، نویسنده و روزنامه نگار»؛ ارسال: س ت؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.