پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

وخته ... واپاهم اکن

وخته دختن واپاهم اکن

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

نوشته‌ی موسی طایف (مدیر وبلاگ) 📍 قشم (درگهان)

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

باعرض سلام وخسته نبشی خدمت تموم بچه ها امرویه چند تا موضوع درمورد دوتا

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت همهٔ بچه‌ها. امروز چند موضوع دربارهٔ وقتی که دو

یا چند تا دخت واپاهم اکن واشما گپ بزنیم درضمن بگم ای گپن قصدتوهین به خواهرنچ

یا چند دختر دور هم جمع می‌شوند با شما در میان می‌گذاریم. ضمناً بگویم که این حرف‌ها قصد توهین به خواهرها را

نین فقط یه جنیه شوخین یوخته به دل نگری گوش هدیم به گپن شون:

ندارد؛ فقط جنبهٔ شوخی دارد. یک‌وقت به دل نگیرید. گوش بدهیم به حرف‌هایشان:

الو: بله .. حبصه هه؟ هو! یچکو گوشی باری ادی؟ حبصووو بدوتلفن واتو کارایشه....

الو: بله... حفصه هست؟ آره! یک لحظه گوشی را نگه می‌داری؟ حفصه‌ه‌ه! بیا تلفن، با تو کار دارد....

بله! سلام ٬ سلام گلو٬ چه خیور؟ سلامتی ؟ هو؟فاتک به تو زنگ ایزه که امشو سر

بله! سلام، سلام گلم، چه خبر؟ سلامتی؟ آره؟ فاتک به تو زنگ زد که امشب بروی سرِ

عیشی بری؟ هو همی پسینی زنگ ایزه وایگو امشو شو دختین بیی ! خاچه اکنی؟ اری؟

عیشی؟ آره، همین عصری زنگ زد و گفت امشب «شبِ دخترها»ست، بیا! خب چه کار می‌کنی؟ می‌روی؟

هو اریم خشن هو ایشن کلاس بالان چیزن خش ادن !راستگه مه ریملن مه خلاص ووده

آره می‌رویم، خوب است؛ آن‌ها کلاس‌بالا هستند، چیزهای خوب می‌دهند! راستی ریمل من تمام شده،

ادنی واگر خو بیاری؟ هو اتوه همه وسایل مال آرایشی خو بیارم؟ نه نه زشتن! نه بابا

می‌دهی با خودت بیاوری؟ آره، می‌خواهی همهٔ وسایل آرایشم را بیاورم؟ نه نه، زشت است! نه بابا،

زشت این که بری وهیچه به رو خو نزنی دختن یتاره نگادم اکنن. خا جونن په بیا واگر

زشت این است که بروی و هیچ چیز به صورتت نزنی؛ دخترها یک‌جوری نگاهت می‌کنند. خب عزیزم، پس بیا با

خو ؟ خا ٬ راستگه توکموتی چیده خو اکنی؟مه همو گل گلی؟ اون نکن زشتن همه کس

خودم؟ باشد. راستی تو کدام لباست را می‌پوشی؟ من؟ همان گل‌گلی. آن را نپوش، زشت است، همه

ایشه؟ په کموتی بکنم همو چیده نازکو که اونشو ا پا طلاه فروشیون مخری همو چیده ۶۰

دارندش. پس کدام را بپوشم؟ همان لباس نازکه را که آن شب دمِ طلافروشی‌ها خریدی، همان لباس شصت

هزارتمنی تاهمه چه شون در بیت؟ دنگ چه تو گلو باشه٬خاشو چه اکنی واچه اری؟

هزارتومنی را، تا چشم همه دربیاید؟ خوش به حالت گلم! خب امشب چه کار می‌کنی، با چه می‌روی؟

بگم وابپ خو به خوما ببره؟ نه بابا نیشوه خوما تاکسی تلفنی اگریم ۵۰۰۰تمن بیشه نین!

بگویم پدرم ما را ببرد؟ نه بابا، لازم نیست؛ ما تاکسی تلفنی می‌گیریم، بیشتر از پنج هزار تومان نیست!

خا جونن په شو زود بریم نه؟ خا ! خداحافظ ٬ به سلامت

خب عزیزم، پس امشب زود برویم، باشد؟ باشد! خداحافظ، به سلامت.

ای هم یه نمونه دگی:

این هم یک نمونهٔ دیگر:

امرو واگر مم خو مره بازارامیرو وا ای موتور خو چه شکه؟ چه شکه چه شکه؟

امروز با مادرم داشتم می‌رفتم بازار؛ امیر با این موتورش چه کار می‌کرد؟ چه کار می‌کرد، چه کار می‌کرد؟

نهستری بگینی مثل گنوغن شکه آخر هم دَعن ایکه الکی چی وو؟ نافهمم! اگی که به

نبودی ببینی، مثل دیوانه‌ها می‌کرد؛ آخرش هم تصادف کرد. الکی؟ چی شد؟ نمی‌دانم! یعنی خورد به

تن همی جدولن ایخه؟ بدبخت؟ بخاطه چه آلا ایتو شکه ؟ خا دور مه شزه نه؟ خا

همین جدول‌ها؟ بیچاره! به خاطر چه حالا این‌طور می‌کرد؟ خب دور من می‌چرخید دیگر، نه؟ خب،

اگم رفتی بازار؟ هو! یمشته گیر میرامخری ویکتاگوشی چینی خیله جونه امخری به

می‌گویم رفتی بازار؟ آره! یک مشت گیره‌مو خریدم و یک گوشی چینیِ خیلی خوشگل برای

خو؟ دنگ دل خو بکن؟ گوشی چینی آلا وو گوشی؟ بیچه ؟ آلان دگه همه اپل وآیفن

خودم خریدم. دلت را خوش کن! گوشی چینی هم حالا شد گوشی؟ چرا؟ الان دیگر همه اپل و آیفون

اخرن تورفتی گوشی چینی اتخریده؟ به خوما جونن

می‌خرند، آن‌وقت تو رفتی گوشی چینی خریدی؟ برای ما که خوشگل است.

ای هم نمونه آخری

این هم نمونهٔ آخر:

ای دختن خیور تهه فاطمه نمزادی ایکرده؟ نهههههههههههههه؟ کی؟ اون هفته ٬ الکی

ای دخترها، خبر دارید فاطمه نامزد کرده؟ نه‌ه‌ه‌ه‌ه؟ کی؟ هفتهٔ پیش. الکی

نگه نه؟ به کن؟ به حمدومال....خا ؟ مه وافاطمه مگو یه خیورن هه؟ عیار به روخو نشوا؟

نگو، نه؟ با کی؟ با حمدومال.... راستی؟ من به فاطمه می‌گفتم خبری هست؟ ناقلا به رویش نیاورد؟

خا آلا چوکوچتورن؟ بروی اتت ؟ هو چوک خیله باحالن؟ دخه بازار دودولفین دکن

خب حالا پسره چطور است؟ خوش‌قیافه است؟ آره، پسره خیلی باحال است؟ در بازار دودلفین مغازهٔ

آرایشی ایشه؟ الکی نگه نه؟ تا یرو بریم دکنی شیرینی ازی بگریم ؟ خانه بد نینو؟اگم

لوازم آرایشی دارد؟ الکی نگو، نه؟ یک روز برویم مغازه‌اش و ازش شیرینی بگیریم؟ بد فکری نیست، نه؟ می‌گویم

تو هم خیله عیاری هو ؟ که ؟ مه ؟ هو یچیزنکی موشنوویده؟ چه ؟ پاهمی طلا فروشیون

تو هم خیلی ناقلایی، آره؟ کی؟ من؟ آره، ما یک چیزهایی شنیده‌ایم؟ چه؟ دمِ همین طلافروشی‌ها

یتا دکن هه؟ یتا چوک خوشتیب چهار شانه دخن؟ کموجا؟ همی ایطرف نه پا پارچه

یک مغازه هست؟ یک پسر خوش‌تیپ چهارشانه تویش است؟ کجا؟ همین طرف، نه دمِ پارچه

فروشیون ؟خاخا! وسنگ خودت نفهمیدی کن نه؟ نه بخدا مه چه افهمم؟خا هیچ؟ خا بگه

فروشی‌ها؟ باشد باشد! انگار خودت نفهمیدی کی، نه؟ نه به خدا، من چه می‌دانم؟ خب هیچی؟ خب بگو

آلا نه ؟ کموتی دکن؟ ناگم ای مال خودمن؟ اخ!خجالت بکش مه هنیزا هیچه نمگته

حالا، نه؟ کدام مغازه؟ نمی‌گویم، این مال خودم است؟ اَه! خجالت بکش، من هنوز هیچ چیز نگفته‌ام!

ضایع بخو اتکه ؟ اون زن ایشه نه ؟ دل خو زیاد خش نکن

خودت را ضایع کردی؟ او زن دارد، نه؟ دلت را زیاد خوش نکن.

دخه پست بعدی زنون که وا پا هم اکن به شما اگیم چه کارن اکنن

در پست بعدی به شما می‌گوییم زن‌ها وقتی دور هم جمع می‌شوند چه کارها می‌کنند.

نویسنده
موسی طایف (مدیر وبلاگ)
گویش
قشم (درگهان)
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی نویسنده در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد موسی طایف (مدیر وبلاگ) است.

یادداشت‌ها

طنز دیالوگی: گفتگوی تلفنی دخترها درباره عروسی؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.