پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری فولکلور هرمزگان

اشعار نمایش «خاله رورو» / «موغلی پنا»

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

فولکلور هرمزگان 📍 هرمزگان (نامشخص)

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

خاله: خاله جون رو، رو و، رو؛ رشته پلو، عدسی پلو، گندم و جو، چند ماهه داری؟ خاله چرا نمی‌زایی؟

خاله: خاله‌جان رو، رو و، رو؛ رشته‌پلو، عدسی‌پلو، گندم و جو، چند ماهه داری؟ خاله، چرا نمی‌زایی؟

زائو: خاله جون قربونتم، حیرونتم، صدقه بلا گردونتم، آتیش سر قلیونتم، آفتابِ سر اون بومتم، مهتاب تو ایوونتم، رفیق راه کرمونتم، یک ماهه عروس، دوماهه دارم، خاله حالی ندارم.

زائو: خاله‌جان قربانت بروم، حیرانت بشوم، صدقه و بلاگردانت بشوم، آتشِ سرِ قلیانت بشوم، آفتابِ سرِ آن بامت بشوم، مهتابِ توی ایوانت بشوم، رفیقِ راهِ کرمانت بشوم؛ یک‌ماهه عروسم، دوماهه دارم، خاله، حال ندارم.

[این آواز به ترتیب تا نه ماهگی پیش می‌رود]

[این آواز به ترتیب تا نه ماهگی پیش می‌رود]

خاله: خاله جون رو، رو و، رو؛ رشته پلو، عدسی پلو، گندم و جو، چند ماهه داری؟ خاله چرا نمی‌زایی؟

خاله: خاله‌جان رو، رو و، رو؛ رشته‌پلو، عدسی‌پلو، گندم و جو، چند ماهه داری؟ خاله، چرا نمی‌زایی؟

زائو: خاله ماهش سر اومد، خاله باباش نیومد.

زائو: خاله، ماهش سر آمد؛ خاله، باباش نیامد.

زائو: موغُلی پنا!

زائو: موغلی پنا!

جمعیّت: اوپینا.

جمعیت: اوپینا.

زائو: زُغال بیا.

زائو: زغال بیا.

جمعیّت: اوپینا.

جمعیت: اوپینا.

زائو: اسفند بیا.

زائو: اسفند بیا.

جمعیّت: اوپینا.

جمعیت: اوپینا.

زائو: گشته بیا.

زائو: گشته (بخور) بیا.

جمعیّت: اوپینا.

جمعیت: اوپینا.

زائو: زاغ بیا.

زائو: زاغ بیا.

جمعیّت: اوپینا.

جمعیت: اوپینا.

زائو: به مومه بگه (به مادرم بگو).

زائو: به مادرم بگو.

جمعیّت: اوپینا.

جمعیت: اوپینا.

زائو: بی بَبِم بگه (به پدرم بگو).

زائو: به پدرم بگو.

جمعیّت: اوپینا.

جمعیت: اوپینا.

زائو: ای را دِلم (این ور دلم).

زائو: این طرفِ دلم.

جمعیّت: اوپینا.

جمعیت: اوپینا.

زائو: آ را دِلم (اون ور دلم).

زائو: آن طرفِ دلم.

جمعیّت: اوفینا.

جمعیت: اوفینا.

زائو: قوزَک پام.

زائو: قوزکِ پایم.

جمعیّت: اوپینا.

جمعیت: اوپینا.

زائو: آی کلثومی!

زائو: آی کلثوم!

جمعیّت: اوپینا.

جمعیت: اوپینا.

زائو: آی کور بوده ( شده!)

زائو: آی، کور شدم!

جمعیّت: اوپینا.

جمعیت: اوپینا.

زائو: هو (آب) گرم بوده (شده)؟

زائو: آب گرم شده؟

جمعیّت: اوپینا.

جمعیت: اوپینا.

زائو: ماماچه‌ی پیر!

زائو: ماماچه‌ی پیر!

جمعیّت: اوپینا.

جمعیت: اوپینا.

زائو: بچه را بگیر!

زائو: بچه را بگیر!

جمعیّت: اوپینا.

جمعیت: اوپینا.

زائو: ماماچه‌ی کور!

زائو: ماماچه‌ی کور!

جمعیّت: اوپینا.

جمعیت: اوپینا.

زائو: بچه رو بشور!

زائو: بچه را بشور!

جمعیّت: اوپینا.

جمعیت: اوپینا.

زائو: دعا کنین که پُس (پسر) بِبو (باشه)!

زائو: دعا کنید که پسر باشد!

جمعیّت: اوپینا، اوپینا.

جمعیت: اوپینا، اوپینا.

زائو: مثل بَپی (باباش) کچل بِبو (باشه)!

زائو: مثلِ باباش کچل باشد!

جمعیّت: اوپینا، اوپینا.

جمعیت: اوپینا، اوپینا.

زائو: کمک حال بَپی (پدرش) بِبو (باشه)!

زائو: کمک‌حالِ باباش باشد!

جمعیّت: اوپینا، اوپینا.

جمعیت: اوپینا، اوپینا.

زائو: آی پیش نشین!

زائو: آی پیش‌نشین!

جمعیّت: اوپینا.

جمعیت: اوپینا.

زائو: آی پشت‌نشین!

زائو: آی پشت‌نشین!

جمعیّت: اوپینا.

جمعیت: اوپینا.

زائو: میش پسرم.

زائو: میشِ پسرم.

جمعیّت: اوپینا.

جمعیت: اوپینا.

زائو: نذر سیّدا.

زائو: نذرِ سیدها.

جمعیّت: اوپینا.

جمعیت: اوپینا.

زائو: نذر پنجه شاه.

زائو: نذرِ پنجه‌شاه.

جمعیّت: اوپینا.

جمعیت: اوپینا.

زائو: سرش در هُوند (اومد).

زائو: سرش درآمد.

جمعیّت: اوپینا.

جمعیت: اوپینا.

زائو: باباش نَهوند (نیومد).

زائو: باباش نیامد.

جمعیّت: اوپینا.

جمعیت: اوپینا.

خاله: ای برنج دونه دونه، رنگ و روش وا که اَمونه؟

خاله: ای برنجِ دانه‌دانه، رنگ و رویش به که می‌ماند؟

جمع: وا دائی کوری امونه...

جمع: به داییِ کورش می‌ماند...

بچه نَههَ بادَ اسمش خداداد

بچه که باد نیست، اسمش خداداد است

بچه نَههَ ماستَ هر که دلی خواستهَ

بچه که ماست نیست، هر که دلش خواسته است

پدیدآورنده
فولکلور هرمزگان
گویش
هرمزگان (نامشخص)
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

این اثر از ادبیات شفاهی و سینه‌به‌سینه‌ی مردم هرمزگان است. حقوق اثر نزد راویان و مردم هرمزگان است.

یادداشت‌ها

نمایش شادی زنانه پس از زایمان/در مجالس زنانه: زائو (عروس)، خاله (خاله رورو)، کلثوم، ماما و «خر ماما» نقش دارند و با دف و دایره و کف زدن اجرا می‌شود. پرسش و پاسخ خاله و زائو تا نه ماهگی تکرار می‌شود؛ سپس با تغییر ضرب، زائو هنگام زایمان می‌خواند و جمعیت «اوپینا» پاسخ می‌دهد. بند «ای برنج دونه دونه» در قسمت تولد نوزاد و نشان دادن بچه (بالش) به جمع است و در مقاله با «...» ناتمام است؛ پس از آن «یکی یکی اسم اعضای خانواده و بستگان نزدیک آورده می‌شود». دو بیت آخر در قسمت پایان نمایش. معنی‌های داخل پرانتز از خود مقاله است (ترجمهٔ کامل جداگانه ندارد). بخش نخست تقریباً فارسی محاوره‌ای و بخش دوم بندری است. «موغلی پنا» نام قابله‌ای معروف در رودان بوده (پانوشت مقاله) ولی محل دقیق گردآوری ذکر نشده.

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.