او زمن سال خاش ابو
سرودهی صالح سنگبر 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
وَختی عشک آتِش اَگِنتِن
وقتی عشق آتش میگیرد
دُمَنِ خواهش اگنتن
و دامنِ خواهش را میگیرد
نِم نِمَک بارش اگنتن
و نمنمک باران میگیرد
وَختی مهر و مهرَبُنی
وقتی مهر و مهربانی
همدلی و همزَبُنی
همدلی و همزبانی
تویِ سینه رو زَبُنُ
توی سینه و روی زبان
اَکُنِه پا درمَیونی
پا درمیانی میکند
وَختی خوبی راه اَکِیتِن
وقتی خوبی راه میافتد
توی سینه جا اکیتن
و توی سینه جا میگیرد
تو دلِ دیریا اکیتن
توی دل دریا میافتد
وَختی که دار و کتک نی
وقتی چوب و کتکی نیست
یَتا مرغ، تویِ مُچَک نی
و یک مرغ هم توی قفس نیست
رابطهی آدم وا آدم
رابطهٔ آدم با آدم
حیله و نیرنگ اینینن
و حیله و نیرنگ ندارد
همه جا نعمت فراوُن
همهجا نعمت فراوان است
- شاعر
- صالح سنگبر
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد صالح سنگبر است.
یادداشتها
«زندهیاد صالح سنگبر» | «© گروه کغار»؛
نخستین نفری باشید که مینویسد