ای داد
هنوز بررسی نشده این اثر هنوز بهدست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.
ترانه از ناشناس 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
ای داد ای داد، ای داد ای داد ...
ای داد، ای داد، ای داد، ای داد...
ای داد از اُن غایَه که رخسار تو اُمْدی ... اُن چشمُون عاشقکش خونخوار تو اُمدی
ای داد از آن لحظه که رخسارِ تو را دیدم... آن چشمانِ عاشقکشِ خونخوارِ تو را دیدم
مِه جور و جفا از همَه کردار تو اُمدی ... محکوم دلُم، کشتَه سرِ دارِ تو اُمدی
من جور و جفا از همهٔ کردارِ تو دیدم... دلِ محکومم را کشته بر سرِ دارِ تو دیدم
ای داد ای داد ...
ای داد، ای داد...
ای داد ای داد، ای داد ای داد ...
ای داد، ای داد، ای داد، ای داد...
عاشق بمرِد بهترِن از گوشهی زندون ... بلبل کی اَبو توی قفس، شاد و غزلخون
عاشق بمیرد بهتر است از کنجِ زندان... بلبل کی در قفس شاد و غزلخوان میشود؟
- شاعر
- ناشناس
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.
یادداشتها
سراینده در صفحه ذکر نشده. خواننده: رضا صادقی؛
نخستین نفری باشید که مینویسد