پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

ای داد

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

ترانه از ناشناس 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

ای داد ای داد، ای داد ای داد ...

ای داد، ای داد، ای داد، ای داد...

ای داد از اُن غایَه که رخسار تو اُمْدی ... اُن چشمُ‌ون عاشق‌کش خونخوار تو اُمدی

ای داد از آن لحظه که رخسارِ تو را دیدم... آن چشمانِ عاشق‌کشِ خونخوارِ تو را دیدم

مِه جور و جفا از همَه کردار تو اُمدی ... محکوم دلُم، کشتَه سرِ دارِ تو اُمدی

من جور و جفا از همهٔ کردارِ تو دیدم... دلِ محکومم را کشته بر سرِ دارِ تو دیدم

ای داد ای داد ...

ای داد، ای داد...

با مسخره شاگو رفیقُ‌ون، مه گنوغُم ... تو عالم افسانه و افسون و دروغُم

رفیق‌ها با مسخره می‌گویند من دیوانه‌ام... در عالمِ افسانه و افسون و دروغم

ای راست نَگفتم، به خدا نین دروغُم ... مه عاشق تو [?] اگه یا که گنوغُم

این را راست نگفتم؟ به خدا دروغ نیست... من عاشقِ تو [ام]، چه عاقل باشم چه دیوانه

ای داد ای داد، ای داد ای داد ...

ای داد، ای داد، ای داد، ای داد...

عاشق بمرِد بهترِن از گوشه‌ی زندون ... بلبل کی اَبو توی قفس، شاد و غزلخون

عاشق بمیرد بهتر است از کنجِ زندان... بلبل کی در قفس شاد و غزلخوان می‌شود؟

تا دوش مِه جوون هستَرُم از هجر تو ای جون ... بودُم رو سفید و اَ لُوُم رَه گل خندون

تا دیروز من جوان بودم، [حالا] از هجرِ تو، ای جان... روسفید بودم و از لبم گلِ خندان می‌رفت

تا اُنگاه که دوشُو رخ گلنار تو اُمدی

تا آن زمان که دیشب رخِ گلنارِ تو را دیدم

ای داد ای داد، ای داد از اُن غایَه که رخسار تو اُمدی

ای داد، ای داد، ای داد از آن لحظه که رخسارِ تو را دیدم

شاعر
ناشناس
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.

یادداشت‌ها

سراینده در صفحه ذکر نشده. خواننده: رضا صادقی؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.