پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

حفله جزیرتی

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

ترانه از ناشناس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

ای که خوب بلدن رسم دلبری

ای که رسمِ دلبری را خوب بلدی

خوب بلدن غمزه و عشوه گری

غمزه و عشوه‌گری را خوب بلدی

همه دختو همه به یک طرف

همهٔ دخترها، همه یک طرف

عوض ناکنم ب یک کال موو سری

با یک تارِ موی سرت عوضت نمی‌کنم

تا به ای امدی اه اومکه خدا رسید

تا تو را دیدم، آهی کشیدم که خدا رسید

در اون لحظه عقل هوش از مه پرید

در آن لحظه عقل و هوش از سرم پرید

تحمل نمکه بشکه ب دل

تحمل نکردم، دلم شکست

مرغوم اونجان وقتی ادزه چشمکی

مرغِ دلم آن‌جاست، وقتی چشمکی می‌زنی

ای که نگاهی به مه بو دل خشی

تو که نگاهی به من کردی، دلم خوش شد

هو خیلی خشن جان با ای عاشقی

آره، خیلی خوش است جان، با این عاشقی

نیتن که زوری مه بشوم عروس

نیتش این است که به‌زور عروسِ من شود

اون رو به ابوت به مه زندگی

آن روز زندگی برایم بهتر می‌شود

شاعر
ناشناس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.

یادداشت‌ها

خواننده: فرامرز شهیدی؛ ترانه‌سرا در صفحه ذکر نشده؛ بی‌ترجمه؛ گویش دقیق بررسی شود؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.