پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
لالایی بندری

به کربنت بشم شادت بگردم (لالایی)

از ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

بَه کُربُنِت بَشُم شادِت بگَردُم

قربانت بروم، دورِ شادی‌ات بگردم

دِل و جُنُم نِنَه درمُن دردُم

دل و جانم، ننه، درمانِ دردم

شُوِ سَرد و سیا دستِت وا گَرزنگ

شبِ سرد و سیاه، دستت به گهواره

مه مُرواریدُم و تو مِثل کالِنگ

من مرواریدم و تو مثلِ صدف

بَلا گردُن دَردُنِت بگَردُم

بلاگردانِ دردهایت بگردم

اَگه کَدرَت نَدُنُم مه نَه مَردُم

اگر قدرت را ندانم، مرد نیستم

حَسُودُنِت اِلهی خِیر نَگینِن

حسودانت، الهی، خیر نبینند

اَ باغ زندِگی خو گُل نَچینِن

از باغِ زندگی‌شان گل نچینند

دِرختِ کوچکُم مه ریشَه می تو

درختِ کوچکم، تو ریشهٔ منی

مه بی تو هیچّی اَم اندیشَه می تو

من بی تو هیچم؛ تو اندیشهٔ منی

شاعر
ابراهیم منصفی (رامی)
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.

یادداشت‌ها

با عنوان «لالایی»؛ «شعر : ابراهیم منصفی»؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.