پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
لالایی بندری فولکلور هرمزگان

لالایی‌هایی به گویش بستک

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

فولکلور هرمزگان · روایت گردآوری: سید سلیمان بنی‌هاشمی 📍 بستکی

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

اَی اَی شَگُم ش خاو اٌچیت

ای ای، عزیزم به خواب می‌رود

درد و بلا شَز یاد اُچیت

درد و بلا از یادش می‌رود

اَی اَی شَگُم پیرُت بکند

ای ای، عزیزم، [خدا] پیرت کند

از درد و غم دیرُت بکند

از درد و غم دورت کند

اَی اَی شَگُم شَ خاو اٌچیت

ای ای، عزیزم به خواب می‌رود

تا خار گل شَ پا نچیت

تا خارِ گل به پایش نرود

که خار گل خار بدین

که خارِ گل خارِ بدی است

جبر اَ دل باباش نچیت

غم به دلِ بابایش راه نیابد

اَی اَیِ دُر دونه

ای ای، دردانه

هم دُر شَی، هم دونَه

هم دُرّ است، هم دانه

اٌشتر خالیش رُوُونه

شترِ دایی‌اش روان است

گلّی باباش اَ ریخونَه

گلهٔ بابایش در رودخانه است

اَی اَی شگُم پیرُش بکند

ای ای، عزیزم، [خدا] پیرش کند

بلا از جون دیرُش بکند

بلا را از جانش دور کند

لای لااِلهاِلاالله

لای لا، لا اله الا الله

دین محمد صَلّیالله

دینِ محمد، صلی الله

اَلَّ بگی اَلَّ خَشِن

لالا بگو، لالا خوش است

خواب شِرِن تـَ تـِ چَشِن

خوابِ شیرین در چشم‌هایت است

الَّ بگی الَّ بگی

لالا بگو، لالا بگو

بِئنُش طلا، تختُش زری

گهواره‌اش طلا، تختش زری

چالله نمرونت بی (بیت)

ان‌شاءالله که نمیری

صد ساله و جونت بی (بیت)

صدساله و جوان باشی

مرگ دشمنونت بی (بیت)

مرگ نصیبِ دشمنانت باشد

عیش کامدونت بی(بیت)

عیش و کامرانی‌ات باشد

الله شَگم شَ خاو اُچیت

لالا، عزیزم به خواب می‌رود

درد و بلا شَز یاد اُچیت

درد و بلا از یادش می‌رود

الله و علی، بئنش زری

الله و علی، گهواره‌اش زری

تختُش طلا بُندُش زری

تختش طلا، بندش زری

شَ تِ خَتُ نینی گلی

در تختش نی‌نیِ گُلی است

شخاو اُچیت، غمیش نبی

به خواب می‌رود، غمی نداشته باشد

که بالُش وابِنُم از مُشک و عنبر

که بالشش را از مشک و عنبر بیارایم

برای چله سوران محمد

برای چلّه‌سورانِ محمد

لااِلهاِلّاالله، نام خدا، نام رسول

لا اله الا الله، نام خدا، نام رسول

بِتِرَکُخیت چشمِ اسود

بترکد چشمِ حسود

چشمِ اسود کور بِبیت

چشمِ حسود کور شود

درد و بلا شز دور بِبیت

درد و بلا از او دور شود

لاالهالاالله

لا اله الا الله

لا اله درویشان

لا اله [ذکرِ] درویشان

جنّت جای خاموشان

بهشت جای خاموشان

درویشان دلخسته

درویشانِ دل‌خسته

دل در راه حک بستَه

دل در راهِ حق بسته

اِلّا اللّوُی مَدتَکَلی

الا الله‌ی «مدتکلی»

بِئنُش طلا تختُش زری

گهواره‌اش طلا، تختش زری

که شَ تِ خَتُه ؟

چه کسی در تخت است؟

غلام مرتضی علی

غلامِ مرتضی‌علی

اَلَّی شَگُم شَ خاو اُچِی

لالا، عزیزم به خواب می‌رود

که خار گل شَ پا نَچی

که خارِ گل به پایش نرود

که خار گل خار بدین

که خارِ گل خارِ بدی است

درد و غمش شَز یاد اُچی

درد و غمش از یادش می‌رود

درد و غمش کوه بگریت

درد و غمش را کوه بگیرد

کوه بیابون بگریت

کوه و بیابان بگیرد

درد و غمَش رفت اَ جَنَ

درد و غمش از جانش رفت

اَ زِرِ کُهُ برگ پَمَه

به زیرِ کوه، [سبک] چون برگِ پنبه

اَلَّی شَگُم پیرش بُکُند

لالا، عزیزم را [خدا] پیرش کند

از درد و غم دیرش بکند

از درد و غم دورش کند

صاحب عکل و هیشش بکند

صاحب عقل و هوشش کند

ملّای کرآن خینُش بکند

ملای قرآن‌خوانش کند

اَلا لالا بُکُ که گرگ اَتَندای

لالا لالا کن، که گرگ می‌آید

صدای بنگِ خروس تُرک اَتَندای

صدای بانگِ خروسِ ترک می‌آید

اَلا لالا بُکُ لالای ریدُم

لالا لالا کن، لالای پسرم

خدا شَز مُ نَواسی دلْبِگیرُم

خدا از من نگیرد دلبندم را

اَلا لالا بُکُ لالای همیشه

لالا لالا کن، لالای همیشه

پلنگ از کوه بنالد، شیر اَ بیشه

پلنگ از کوه بنالد، شیر از بیشه

اَلا لالا بُکُ خواوُت آیَه

لالا لالا کن تا خوابت بیاید

بلا بر جان شیرینُت نیایَه

بلا بر جانِ شیرینت نیاید

اَلا لالا بکُ گرگِ گَل اَندُه

لالا لالا کن، گرگ به گله آمده

چَکُ ومُستک شوا، درمنحل اَندُه

«چکو» و «مستک» می‌خواهد، به منزل آمده

اَلا لالا شَگُم بندَی خدائن

لالا لالا، عزیزم بندهٔ خداست

اَلا لالا شَگُم طفل بیگنائن

لالا لالا، عزیزم طفلِ بی‌گناه است

اَلا لالا خدا داده

لالا لالا، خدا داده

به از نقره، طلام داده

بهتر از نقره، طلایم داده

دو صد خوشهی مروارید

دویست خوشهٔ مروارید

که یک خوشش به ما داده

که یک خوشه‌اش را به ما داده

اَلا لالا شَگُم لالای ریدُم

لالا لالا، عزیزم، لالای پسرم

اَلا لالا شَگُم رید عزیزم

لالا لالا، عزیزم، پسرِ عزیزم

اَلا لالا شَگم داغُش نبینُم

لالا لالا، عزیزم، داغش را نبینم

اًلا لالا شَگم گُل شَز بچینُم

لالا لالا، عزیزم، از او گل بچینم

اَلا لالای دردُونه

لالا لالای دردانه

اُشتر باتون اَ ریخونه

شترِ بابایت در رودخانه

اَلا لالای سرو ناز

لالا لالای سروِ ناز

چشت وابن مکن واز

چشمت را ببند، باز مکن

اًلا لالا تَگُم تا خواوت آید

لالا لالا می‌گویمت تا خوابت بیاید

محمد مَحیَالدین بر یادت آید

محمد محی‌الدین به یادت بیاید

محمد مَحیَالدینُم دستهی گل

محمد محی‌الدینم دستهٔ گل است

به صحرای فداغ افتاده غلغل

در صحرای فداغ غلغله افتاده

محمد محیالدینم شاهزاده

محمد محی‌الدینم شاهزاده است

کلای قرمزی بر سر نهادَه

کلاه قرمزی بر سر نهاده

کلاه قرمزی امرنگ رویُش

کلاه قرمز، هم‌رنگِ رویش

خدا حسن جوانی به تو داده

خدا حسنِ جوانی به تو داده

اَلا لالای دردونه

لالا لالای دردانه

اشتر باشن اً ریخونه

شترِ بابایش در رودخانه است

بروی بنیشی چه شُوار؟

سوارش بشوی، چه سواری!

کند کدُرگ و راجونه

«کند کدرگ و راجونه»

اَلا لالا شَگُم لالایی

لالا لالا، عزیزم، لالایی

اَلا لالا شگم مرغ هوایی

لالا لالا، عزیزم، مرغِ هوایی

اًلا لالای بَچُم

لالا لالای بچه‌ام

سُنبُل رعنای بچم

سنبلِ رعنای بچه‌ام

صد ساله زندَه بیت

صدسال زنده باشد

بابای شهباز بچم

بابای شهبازِ بچه‌ام

صد ساله زنده بیت

صدسال زنده باشد

مامان رعنای بچم

مامانِ رعنای بچه‌ام

بچهی ما مِمبَر شُوا

بچهٔ ما منبر می‌خواهد

محراب پیغمبر شوا

محرابِ پیغمبر می‌خواهد

عمر صد ساله به جونُش

عمرِ صدساله به جانش

که وِرد پیغمبر شوا

که وِردِ پیغمبر می‌خواهد

محمد سید و سادات دینن

محمد سید و سرورِ دین است

محمد خاصّ ربالعالمین اِن

محمد خاصِ رب‌العالمین است

محمد تو برو سیل خدا کن

محمد، تو برو سیرِ خدا کن

و دست از کار دنیایی جِدا کن

و دست از کار دنیا جدا کن

محمد تو برو با سیل جنّت

محمد، تو برو به سیرِ بهشت

چراغ باغ جنّت روشنا کن

چراغِ باغِ بهشت را روشن کن

پدیدآورنده
فولکلور هرمزگان · روایت گردآوری: سید سلیمان بنی‌هاشمی
گویش
بستکی
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

این اثر از ادبیات شفاهی و سینه‌به‌سینه‌ی مردم هرمزگان است. حقوق اثر نزد راویان و مردم هرمزگان است.

یادداشت‌ها

مجموعه لالایی‌های عامیانه بستک با آوانویسی لاتین (حذف شد)؛ «اصل نوشته طولانی‌تر بوده و تخلیص شده». برگرفته از وبلاگ کودکانه‌های بستک ssayedhashem.persianblog.ir/post/23. بخشی از آن در /post/494 تکرار شده.

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.