بی هوی
ترانه از ابوبکر بیداد کوخردی 📍 کوخرد (بستک)
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
خدا رحمت بكو نازل
خدا رحمت نازل کند
كه مردم بي هوي خارِن
که مردم از بیآبی خوارند
نمونده بر كسي حالي
برای کسی حالی نمانده
روزين بر مو كَده سالي
روزی برای من سالی شده
هَوه چشمه و چاه حُشك بي
آبِ چشمه و چاه خشک شد
ته صحراو نابِنِش مُروي
در صحرا مرغی نمیبینی
موهيا مُردِن از شَيدي
نخلها از تشنگی مردند
مَخه بَنده ات نه استاهِل
مگر بندهات نااهل است
كه رحمت ناكُنِش نازل
که رحمت نازل نمیکنی؟
خداوندا خوتش قادر
خداوندا، خودت قادری
زمستون مثل پاييزِن
زمستان مثلِ پاییز است
دل از غصه چه لبريزن
دل از غصه چه لبریز است
- شاعر
- ابوبکر بیداد کوخردی
- منبع
- تِرِنُه ↗
- گویش
- کوخرد (بستک)
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابوبکر بیداد کوخردی است.
یادداشتها
«ترانه ای جدید از ایشان برای اولین بار در وبلاگ ترنه»؛ «استفاده از این ترانه بدون اجازه از مدیریت وبلاگ ممنوع». صفحه فهرست حدود ۶۰ ترانه بیداد و خوانندگانشان را دارد؛
نخستین نفری باشید که مینویسد