تنهایی
ترانه از ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
اِی دل دِگَه غُصَّه بَسِن
ای دل، دیگر غصه بس است
تا زندَه ای دِل بی کَسِن
تا زندهای، ای دل، بیکسی
هَر کَه گِرفتار خوشِن
هر کس گرفتارِ خودش است
حالا دِگه مِثل قدیم
حالا دیگر مثلِ قدیم
دِل وا دِلُن راهی شُنی
دلها به دلها راهی ندارند
تَهنا تو اِی کِه عاشِقِی
تنها تویی که عاشقی
مَعنای نِفْرَت نادُنی
معنای نفرت را نمیدانی
وَختی کِه شُمْزَه سالِتَه
وقتی که میگفتند «سالِ توست»
آمیس و دنیا مالتَه
این دنیا مالِ توست
بَسْ که شواستَه خاطِرت
بس که دوستت داشتند
خوب و بدِ اَحوالِتَه
خوب و بدِ احوالت را میپرسیدند
حالا تو مُندِی وا غمِت
حالا تو ماندهای با غمت
وا غُصَّه اُن و ماتمِت
با غصهها و ماتمت
بی اِنتِظار دیدِنِش
بیامیدِ دیدنش
عُمْر گذشتَه پَس نِتا
عمری که گذشت برنمیگردد
- شاعر
- ابراهیم منصفی (رامی)
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.
یادداشتها
ترانهی ابراهیم منصفی (رامی) در وبسایت رسمی او (rami.ir، ادارهشده به نام خانواده/دوستداران)؛ هر سطر با آوانگاری لاتین؛ بیترجمهی فارسی (واژهنامه: rami.ir/vazhehnameh)؛ محل/تاریخ سرایش: بندرعباس پاییز 1363؛ تاریخ انتشار در سایت: 2006-09-27؛ با صدای خود منصفی در آلبوم «ترانههای رامی» (ماهریز مهر، ۱۳۸۵)؛
نخستین نفری باشید که مینویسد