پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

دُخت

ترانه از ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

اَگَه دخت نَهَستَه تو ای دنیای تنهایی

اگر دختر نبود در این دنیای تنهایی

پُسُ لُوِ که شابوسیدَه؟

پسر لبِ چه کسی را می‌بوسید؟

اَگَه آغوش گرم دُختُ نَهَستَه چوکُ

اگر آغوشِ گرمِ دختر نبود، پسر

اَ تنهایی تو خُ شاپوسیده

از تنهایی در خود می‌پوسید

آی دُخت دُخت

آی دختر، دختر

دُخت دُخت

دختر، دختر

از پشت بُرقَع و چادر و جِلبیلِت فورا

از پشتِ برقع و چادر و جلبیلت فوراً

دَر بُدُو نِشُن هادَه بِی خُ

بیا بیرون، خودت را نشان بده

اَخمُ خُ واز بُکُ لبخند بزن اِشکُفتَه بَش

اخمت را باز کن، لبخند بزن، شکفته باش

عاشق بُبَ جُن هادَه بِی خُ

عاشق شو، به خودت جان بده

آی دُخت دُخت

آی دختر، دختر

دُخت دُخت

دختر، دختر

ای زندگی جوری بُبَش که دخت و پُس همَه وا هم بَشِن

ای زندگی، جوری باش که دختر و پسر همه با هم باشند

لُو تو لُو دست وا دست آزاد از قید غم بَشِن

لب بر لب، دست در دست، آزاد از قیدِ غم باشند

خاشِن خاشِن

خوش است، خوش است

آی دُخت دُخت

آی دختر، دختر

دُخت دُخت

دختر، دختر

تَمُمِ آدمُ مثل همَن تو زندگی هر تاییشُ یَه گازی نَکِردَن

تمامِ آدم‌ها مثلِ هم‌اند؛ در زندگی هر کدامشان دارند بازی‌ای می‌کنند

وا رویای صبا دلشُ خاشِن اهل حالَن، وا هیچ بِی خُ راضی نَکِردَن

با رؤیای فردا دلشان خوش است، اهلِ حال‌اند؛ با هیچ خودشان را راضی می‌کنند

آی دُخت دُخت

آی دختر، دختر

دُخت دُخت

دختر، دختر

شاعر
ابراهیم منصفی (رامی)
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.

یادداشت‌ها

ترانه‌ی ابراهیم منصفی (رامی) در وب‌سایت رسمی او (rami.ir، اداره‌شده به نام خانواده/دوستداران)؛ بی‌آوانگاری و بی‌ترجمه؛ تاریخ انتشار در سایت: 2014-04-06؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.