پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

در بند تو

ترانه از ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

کِی یادُم اَریت اُن هَمَه یاری کِه تو مِتدا

کی از یادم می‌رود آن همه یاری که به من می‌دادی

وا اُن هَمَه مستی و خُماری که تو مِتدا

با آن همه مستی و خماری که به من می‌دادی

بی تاب و تَوُن از تو جُدا بودِه چه حاصل

بی‌تاب و توان از تو جدا شدم؛ چه حاصل؟

کِی از سر اَتا فصلِ بهاری که تو مِتدا

کی دوباره می‌آید آن فصلِ بهاری که به من می‌دادی؟

کِی یادُم اَریت اُن هَمَه خوبی که تو تَستَه

کی از یادم می‌رود آن همه خوبی که داشتی

وا خصلَتُنِ مَشتِ جنوبی که تو تَستَه

با خصلت‌های مشتیِ جنوبی که داشتی

نَرمای تَنِت جای سر بی سر و پا مَه

نرمیِ تنت جای سرِ منِ بی‌سروپا بود

دل ، روز و شُو از بوی تو و روی تو مَستَه

دل، روز و شب، از بوی تو و روی تو مست بود

وا رَفتِنِ تو بخت سَفیدِ مِه سیا بو

با رفتنِ تو بختِ سفیدِ من سیاه شد

عشقی که هَمَه ش تَسلیَتَه خُش یَه بلا بو

عشقی که همه‌اش تسلی بود، خودش بلایی شد

بی دلبر و دلدادَه هَمَه حرکتُ و پوچِن

بی دلبر و دلداده همهٔ حرکت‌ها پوچ است

مِه مُردُم از اُن روز که یار از مِه جدا بو

من مُردم از آن روز که یار از من جدا شد

در بندِ سر زلفِ تو بودن چه خاش اَستَه

در بندِ سرِ زلفِ تو بودن چه خوش بود

در وصفِ تو عشقُنَه سُرودِن چه خاش اَستَه

در وصفِ تو عاشقانه سرودن چه خوش بود

شاعر
ابراهیم منصفی (رامی)
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.

یادداشت‌ها

ترانه‌ی ابراهیم منصفی (رامی) در وب‌سایت رسمی او (rami.ir، اداره‌شده به نام خانواده/دوستداران)؛ هر سطر با آوانگاری لاتین؛ بی‌ترجمه‌ی فارسی (واژه‌نامه: rami.ir/vazhehnameh)؛ تاریخ انتشار در سایت: 2003-06-26؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.