دِلُم تَنگِن
ترانه از ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
دِلُم با دَرد و غم دایم نَجَنْگِن
دلم با درد و غم مدام در جنگ است
غُصَّه ت رو دِلُم مُندِن
غصهات روی دلم مانده
عمرم تباه ابودن
عمرم تباه میشود
چشمُم هَنو وا راهن
چشمم هنوز به راه است
کسی نَهُند که راه نِشُنُم هادیت
کسی نیامد که راهی نشانم بدهد
تو ای دُنیای غم ایمُنُم هادیت
در این دنیای غم امانم بدهد
غُصََّه ت رو دِلُم مُندِن
غصهات روی دلم مانده
عمرم تباه ابودن
عمرم تباه میشود
چشمُم هَنو وا راهن
چشمم هنوز به راه است
- شاعر
- ابراهیم منصفی (رامی)
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.
یادداشتها
ترانهی ابراهیم منصفی (رامی) در وبسایت رسمی او (rami.ir، ادارهشده به نام خانواده/دوستداران)؛ هر سطر با آوانگاری لاتین؛ بیترجمهی فارسی (واژهنامه: rami.ir/vazhehnameh)؛ محل/تاریخ سرایش: تهران تابستان 1359؛ تاریخ انتشار در سایت: 2007-07-27؛ با صدای خود منصفی در آلبوم «ترانههای رامی» (ماهریز مهر، ۱۳۸۵)؛
نخستین نفری باشید که مینویسد