پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

دل مه

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

ترانه از ناشناس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

حس اکردم یه مدتی دقیقا ساعت پنج هر پسین

احساس می‌کردم مدتی است، دقیقاً ساعت پنجِ هر عصر

همو غایه که شما دور همین با رفیقن در خونه تون جمیم

همان وقتی که شما دور هم هستید، ما با رفیق‌ها دمِ خانه‌تان جمع می‌شویم

گمونم تو قلبم خبرین که دل ادی و حرف مه نین

گمانم توی قلبت خبری است؛ دل می‌دهی و حرفِ من نیست

هی اگفتن بیام ساعت پنج نفش دیواری بنینم نه کمین

هی می‌گفتم ساعت پنج بیایم، مثل نقشِ دیوار بنشینم، نه در کمین

دل مه بیتو دگه گم به ی تو ارزونی مردم ناکن

دلِ من بی تو دیگر گم است؛ تو را ارزانیِ مردم نمی‌کند

گوشی وا گپ می اینین اصلا مه دگه زور دل خو ناکن

گوشش به حرفِ من بدهکار نیست؛ من دیگر به دلم زور نمی‌گویم

دل مه بیتو دگه گم به ی تو ارزونی مردم ناکن

دلِ من بی تو دیگر گم است؛ تو را ارزانیِ مردم نمی‌کند

گوشی وا گپ می اینین اصلا مه دگه زور دل خو ناکن

گوشش به حرفِ من بدهکار نیست؛ من دیگر به دلم زور نمی‌گویم

شاعر
ناشناس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.

یادداشت‌ها

خواننده: پویا پاسلار؛ ترانه‌سرا در صفحه ذکر نشده؛ بی‌ترجمه؛ گویش دقیق بررسی شود؛ هم‌عنوان با شعری در مجموعه‌ی مالک با شاعرِ ثبت‌شده‌ی دیگر (بررسی شود): دل مِه (سمیرا تَک)؛ دلْ مِه (ابوذر کمالی)؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.