زَبُن بندری
هنوز بررسی نشده این اثر هنوز بهدست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.
سرودهی علی فقیهی 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
یَه شاخه از همن فارسی زبُنن
شاخهای از همین زبان فارسی است
چه حاجت به بَیُن انچه عیُنن
آنچه عیان است چه حاجت به بیان است
چکَک شروند بندر شیون اِیشه
شروندِ بندر چه شیونی دارد!
گل اندمی که گل پیراهن اِیشه
گلاندامی که پیراهنِ گلدار دارد
درخت ریشه دارن بندر ما
بندرِ ما درختی ریشهدار است
خراب روزگارن بندر ما
بندرِ ما خرابِ روزگار است
ادامه ی انتظارن بندر ما
بندرِ ما ادامهٔ انتظار است
دلُم بی شهر بندر تنگ اَبودن
دلم برای شهر بندر تنگ میشود
اَ بس که سامری رند ومکار
از بس که سامریِ رند و مکار
غروب شهر بندر غصه دارن
غروبِ شهر بندر غصهدار است
درخت خُشکن و بی برگ وبارن
درخت خشک است و بیبرگ و بار است
خدا بالای سر ودیریا کنارن
خدا بالای سر است و دریا در کنار
بدو کاری بکن که وخت کارن
بیا کاری بکن که وقتِ کار است
- شاعر
- علی فقیهی
- منبع
- مجموعهی sirgap مالک سایت
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد علی فقیهی است.
نخستین نفری باشید که مینویسد