زندگیم
هنوز بررسی نشده این اثر هنوز بهدست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.
ترانه از ناشناس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
مه حس اکردم که زندگیم شروع وودن کنج دلم نشتی یوو شادم
من حس میکنم که زندگیام شروع شده؛ کنجِ دلم نشستی و شادم
انگار که سه ساله ن وا می مثل رو هی توی جسم م ساکت و خیلی ساده ای
انگار سه سال است که با منی؛ مثلِ روحی در جسمِ من، ساکت و خیلی سادهای
مثل رو هی توی جسم م ساکت و خیلی ساده ای
مثلِ روحی در جسمِ من، ساکت و خیلی سادهای
آسمونم زمین بیاد دوستت اومهه خیلی زیاد از عشقتو دست نا کشم
آسمان هم به زمین بیاید، خیلی زیاد دوستت دارم؛ از عشقت دست نمیکشم
هر چی سرم اتاتت بیاد دلخوشی اوم بودن تون
هرچه به سرم بیاید؛ دلخوشیام بودنِ توست
اگه ادی حالم خودت بفهم تقسیر تون
اگر حالم را میبینی، خودت بفهم که تقصیرِ توست
اگه ادی حالم خودت بفهم تقسیر تون
اگر حالم را میبینی، خودت بفهم که تقصیرِ توست
یتا نگاه اتکه و ابو دل دینم با هم بگه قربون اون خنده اون به ی مه هم بخن یک بار دگه
یک نگاه کردی و دل و دینم با هم رفت؛ قربانِ آن خندههایت، یک بارِ دیگر به روی من هم بخند
مه هنوزا تو شکم که آدمی یا ملکه چشمونت یک رازنو راز یک دنیا یه دکن
من هنوز در شکم که آدمی یا فرشته؛ چشمانت یک رازند، رازِ یک دنیا
آسمونم زمین بیاد دوستت اومهه خیلی زیاد
آسمان هم به زمین بیاید، خیلی زیاد دوستت دارم
دلخوشی اوم بودن تون
دلخوشیام بودنِ توست
اگه ادی حالم خودت بفهم تقسیر تون
اگر حالم را میبینی، خودت بفهم که تقصیرِ توست
اگه ادی حالم خودت بفهم تقسیر تون
اگر حالم را میبینی، خودت بفهم که تقصیرِ توست
- شاعر
- ناشناس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.
یادداشتها
خواننده: محمد رضا ریحانی؛ ترانهسرا در صفحه ذکر نشده؛ بیترجمه؛ گویش دقیق بررسی شود؛
نخستین نفری باشید که مینویسد