قِصِّهی ناخُندَه
ترانه از ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
به دُمْبال تو هَر یَه خاک اَگَردُم
به دنبالِ تو هر خاکی را میگردم
پَریشُن خاطِر و غمناک اَگَردُم
پریشانخاطر و غمناک میگردم
مه اَز پَهلو عَزیزُم رُندَه بودُم
من از پیشِ عزیزم رانده شده بودم
اَ دَستِ بی کسی دَرمُندَه بودُم
از دستِ بیکسی درمانده بودم
مِثِ یَه شِعر پوچِ ناتمُمی
مثلِ یک شعرِ پوچِ ناتمام
تمُمِ حاصِلُم خون ِجگر بو
همهٔ حاصلم خونِ جگر شد
رَسی پیری و هِنْگُم سَفر بو
پیری رسید و هنگامِ سفر شد
نه روزُم روز اُمَه شُوُم نه آرُم
نه روزم روز است، نه شبم آرام
- شاعر
- ابراهیم منصفی (رامی)
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.
یادداشتها
ترانهی ابراهیم منصفی (رامی) در وبسایت رسمی او (rami.ir، ادارهشده به نام خانواده/دوستداران)؛ هر سطر با آوانگاری لاتین؛ بیترجمهی فارسی (واژهنامه: rami.ir/vazhehnameh)؛ تاریخ انتشار در سایت: 2005-08-27؛
نخستین نفری باشید که مینویسد