پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

سربلند

سروده‌ی صالح سنگبر 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

ساحلُ و خاکِ جنُوبنِ / سُهیلی کُو له یِ غروبِن

ساحل و خاکِ جنوب است؛ بادِ سهیلیِ کوه، لبِ غروب است

باشَه شَرجی باشَه گَرمان / هر چه هَستِن همه خُوبِن

شرجی باشد، گرما باشد؛ هر چه هست، همه خوب است

شُوِ دیریا چِکَ نازِن / یَکه ی ماه دِگَه وازِن

شبِ دریا چقدر ناز است؛ ماهِ تنها دوباره باز است

مِه که دیریا جلووُم هَ / پُشت به کوهِ گنو اُ هَ

من که دریا جلوی رویم است، پشتم به کوهِ گنو است

تو دلُم مهرِ خداوند / رو لووُم حرفِ نُو اُم هَ

در دلم مهرِ خداوند، روی لبم حرفی نو دارم

یارِ مِه تنها نَهُندنِ / نعَشی بی دعوا نَهُندن

یارِ من تنها دارد می‌آید؛ بادِ نعشی بی‌دعوا دارد می‌آید

خُنَه یِ بندِر عروسین / صدایِ لِیوا نَهُندن

خانهٔ بندر عروسی است؛ صدای لیوا دارد می‌آید

پایِ نعشی مِه اَبَندُم / به غم ُ و غُصتَه اَخَندُم

پای نعشی را می‌بندم؛ به غم و غصه می‌خندم

پا نَه هُو سر آسمُنی / مِه مُغُم که سر بُلندُم

پا در آب، سر در آسمان؛ من نخلم که سربلندم

شاعر
صالح سنگبر
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد صالح سنگبر است.

یادداشت‌ها

«شعری از استاد زنده یاد صالح سنگبر از کتاب کغار»؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.