پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

شو سیاهن

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

سروده‌ی علیرضا مظفری 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

شُو سیاهِن دلُم پُر دَرد

شب سیاه است، دلم پر از درد

ستاره اُمنین تُو اِی شُو سَرد

ستاره‌ای ندارم در این شبِ سرد

رَفتی اَ پَهلُوم شُوُوم بُو بی ماه

از کنارم رفتی، شب‌هایم بی‌ماه شد

دُنیا چِکَک زِشت ُ ساکت و سیاه

دنیا چقدر زشت و ساکت و سیاه است

حالا مِه اِیجا خَسته و تَنها

حالا من اینجا خسته و تنها

اُمید اُمنین بَه صُبح فردا

امیدی ندارم به صبحِ فردا

دلُم وا گیرین اَشکُم نتا دَر

دلم از گریه گرفته، اشکم درنمی‌آید

تقدیر مه این یه مرغ پر پر

تقدیرِ من این است: مرغی پرپر

آسمُون سیاه ُو زمین سیاهِن

آسمان سیاه و زمین سیاه است

اِی بیست سال عمرُم همَش تَباهِن

این بیست سالِ عمرم همه‌اش تباه است

شاعر
علیرضا مظفری
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد علیرضا مظفری است.

یادداشت‌ها

«شعر: علیرضا مظفری»؛ با تشکر از رضا عباسپور؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.