عشقی اگر امهسته تو سینه امکشت
هنوز بررسی نشده این اثر هنوز بهدست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.
ترانه از ناشناس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
شوقی اگر امهسته بد جایی امنا
هر شوقی که داشتم، در جای بدی گذاشتمش
عشقی اگر امهسته تو سینه امکشت
هر عشقی که در سینه داشتم، کشتمش
شوقی اگر امهسته بد جایی امنا
هر شوقی که داشتم، در جای بدی گذاشتمش
ای دل تنگم گله فایده اینینن
ای دلِ تنگم، گله فایدهای ندارد
گله مکن تصمیم روزگار همینن
گله نکن؛ تصمیمِ روزگار همین است
ای دل تنگم گله فایده اینینن
ای دلِ تنگم، گله فایدهای ندارد
گله مکن تصمیم روزگار همینن
گله نکن؛ تصمیمِ روزگار همین است
ای دل تنگم گله فایده اینینن
ای دلِ تنگم، گله فایدهای ندارد
گله مکن تصمیم روزگار همینن
گله نکن؛ تصمیمِ روزگار همین است
عشقی اگر امهسته تو سینه امکشت
هر عشقی که در سینه داشتم، کشتمش
شوقی اگر امهسته بد جایی امنا
هر شوقی که داشتم، در جای بدی گذاشتمش
عشقی اگر امهسته تو سینه امکشت
هر عشقی که در سینه داشتم، کشتمش
شوقی اگر امهسته بد جایی امنا
هر شوقی که داشتم، در جای بدی گذاشتمش
عشقی اگر امهسته تو سینه امکشت
هر عشقی که در سینه داشتم، کشتمش
شوقی اگر امهسته بد جایی امنا
هر شوقی که داشتم، در جای بدی گذاشتمش
ای دل تنگم گله فایده اینینن
ای دلِ تنگم، گله فایدهای ندارد
گله مکن تصمیم روزگار همینن
گله نکن؛ تصمیمِ روزگار همین است
ای دل تنگم گله فایده اینینن
ای دلِ تنگم، گله فایدهای ندارد
گله مکن تصمیم روزگار همینن
گله نکن؛ تصمیمِ روزگار همین است
ای دل تنگم گله فایده اینینن
ای دلِ تنگم، گله فایدهای ندارد
گله مکن تصمیم روزگار همینن
گله نکن؛ تصمیمِ روزگار همین است
عشقی اگر امهسته تو سینه امکشت
هر عشقی که در سینه داشتم، کشتمش
شوقی اگر امهسته بد جایی امنا
هر شوقی که داشتم، در جای بدی گذاشتمش
- شاعر
- ناشناس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.
یادداشتها
خواننده: مهرزاد نوازنده؛ ترانهسرا در صفحه ذکر نشده؛ بیترجمه؛ گویش دقیق بررسی شود؛
نخستین نفری باشید که مینویسد