پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

قاصد

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

ترانه از ناشناس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

قاصد بره پی بگو و اون یار محبوبم که عهدوم همون عهدن ای روح تا مه زنده ام

قاصد، برو پیشش، به آن یارِ محبوبم بگو که عهدم همان عهد است، ای روح، تا من زنده‌ام

بگو و ای مکون گریه مخو غصه که روحم تویی که دنیا بدون تو ولا بی مزن

به او بگو گریه نکند، غصه نخورد، که روحم تویی؛ که دنیا بی تو، والله، بی‌مزه است

قاصد بره پی بگو و اون یار محبوبم که عهدوم همون عهدن ای روح تا مه زنده ام

قاصد، برو پیشش، به آن یارِ محبوبم بگو که عهدم همان عهد است، ای روح، تا من زنده‌ام

بگو و ای مکون گریه مخو غصه که روحم تویی که دنیا بدون تو ولا بی مزن

به او بگو گریه نکند، غصه نخورد، که روحم تویی؛ که دنیا بی تو، والله، بی‌مزه است

سلامم کد یک دنیا ببر به اون گل رعنا امید و آرزوم تویی نامویت هیچ داخل ای دنیا

سلامی به اندازهٔ یک دنیا ببر به آن گلِ رعنا؛ امید و آرزویم تویی، جز تو هیچ در این دنیا نمی‌خواهم

ای دنیا لذت اینین بدون ضره ای بی مه مثل شخصی که محکومن

این دنیا بی ذره‌ای از تو لذتی ندارد؛ من مثلِ کسی‌ام که محکوم است

شاعر
ناشناس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.

یادداشت‌ها

خواننده: محمد عیسی قادری؛ ترانه‌سرا در صفحه ذکر نشده؛ بی‌ترجمه؛ گویش دقیق بررسی شود؛ زبان آمیخته‌ی فارسی محاوره و بندری؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.