پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

مبتلا

ترانه از ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

وا تو که آشنا بَشُم ، ای هَمَه مُبتلا بَشُم

با تو که آشنا شدم، این‌همه مبتلا شدم

بی تو چِطُو سر بُکُنُم ، از تو چِطُو جدا بَشُم

بی تو چطور سر کنم؟ از تو چطور جدا شوم؟

یه روز و روزگاریَه ، بارُنی و بهاریَه

یک روز و روزگاری است، بارانی و بهاری است

گوشه ای و کناریَه، چشمُنِ مَشتِ یاریَه

گوشه‌ای و کناری است، چشمانِ یارِ مشتی است

توی دلِ فراخ مِه، بی خو چه مختصر شَکِه

در دلِ فراخِ من، خودش را چه مختصر کرد

سینِه ی اُستَخُنی اُم ، بالِش زیر ِسَر شَکِه

سینهٔ استخوانی‌ام را بالشِ زیرِ سرش کرد

جَوُنیمُ چه زود گذشت ، پیری چه زود اَ راه رَسی

جوانی‌ام چه زود گذشت، پیری چه زود از راه رسید

خشک ایزَه خَندَه رو لُوُن، فصل ِ فَغُن و آه رَسی

خنده روی لب‌ها خشکید، فصلِ فغان و آه رسید

بی خو مَگُ یَه روز اَتا ، غم تو دِلُن راه اینَبو

با خودم می‌گفتم یک روز می‌آید که غم به دل‌ها راه نیابد

وختی تو مهتابُم بشی ، شُو بِختِرن ماه اینَبو

وقتی تو مهتابِ من باشی، شب با ماه بهتر نمی‌شود

یادِ خاش قدیم وا خِیر ، توی دِلُن غُصَّه نَهَه

یادِ خوشِ قدیم به خیر؛ در دل‌ها غصه نبود

شاهزاده ی گَپِ شُوُن، حقیقتَه قِصَّه نَهَه

شاهزادهٔ قصه‌های شب‌ها، حقیقت بود، قصه نبود

شاعر
ابراهیم منصفی (رامی)
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.

یادداشت‌ها

ترانه‌ی ابراهیم منصفی (رامی) در وب‌سایت رسمی او (rami.ir، اداره‌شده به نام خانواده/دوستداران)؛ هر سطر با آوانگاری لاتین؛ بی‌ترجمه‌ی فارسی (واژه‌نامه: rami.ir/vazhehnameh)؛ محل/تاریخ سرایش: دهتل 1366/07/20؛ تاریخ انتشار در سایت: 2005-01-24؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.