پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

نهنگ (موا برم تنها بشم)

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

ترانه از ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

موا بِرَم تَهنا بَشُم ... تَهنا فقط وا سایَه خو

می‌خواهم بروم تنها شوم... تنها، فقط با سایهٔ خودم

وقت سیاه رفتِنِن ... مه خوب اَفَهمُم غایه خو

وقتِ سیاهِ رفتن است... من خوب می‌دانم موقعش را

دو روز ِتلخ زندگی ... قصّه ی درد و مُردِنَه

دو روزِ تلخِ زندگی... قصهٔ درد و مردن است

اُمید یَک رو زندگی ... دنبال خو وا گور بُردِنَه

امیدِ یک روز زندگی را... با خود به گور بردن است

ای دل دِگَه گولُم مَزَن ... مه بِشتِه گولِت ناخارُم

ای دل، دیگر گولم نزن... من دیگر گولت را نمی‌خورم

برگشتِن اینین ای سفر ... دُمبال خو بِی تو نابَرُم

این سفر برگشتن ندارد... تو را با خودم نمی‌برم

آدم پوچی مثل مِه ... کجا بِریت که جاش بَشِه

آدمِ پوچی مثل من... کجا برود که جایش باشد؟

وا چه زَبُنی گپ بِزَنت ... تا یکی آشناش بَشِه

با چه زبانی حرف بزند... تا کسی آشنایش باشد؟

موات از ایجا دور بَشُم ... جایی برم که چوک اَرُم

می‌خواهم از اینجا دور شوم... جایی بروم که دوباره کودک شوم

غیر از خیال خوبِ خوم ... چیزی نَهَستَه تو سَرُم

جز خیالِ خوبِ خودم... چیزی در سرم نیست

ای دل دِگَه گولُم مَزَن ... مه بِشتِه گولِت ناخارُم

ای دل، دیگر گولم نزن... من دیگر گولت را نمی‌خورم

برگشتِن اینین ای سفر ... دُمبال خو بِی تو نابَرُم

این سفر برگشتن ندارد... تو را با خودم نمی‌برم

شاعر
ابراهیم منصفی (رامی)
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.

یادداشت‌ها

«ترانه از ابراهیم منصفی، صدا از سارا فلاحی»؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.