پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

هَمه‌ی فَصلُن

ترانه از ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

هَمَه ی فَصلُن دُنیا ، کاشکَه وا بَهار شَبودَه

کاش همهٔ فصل‌های دنیا بهار می‌شد

بی خیالی ، دِل راحت ، کاشکَه بی شُمار شَبودَه

کاش بی‌خیالی و دلِ راحت بی‌شمار می‌شد

دِل تنگِ آدَمیَّت شُنَگُ وا ایهَمَه غم

دلِ تنگِ آدمیت با این‌همه غم شکایتی نمی‌کرد

اَگَرَم غمی نَهَستَه ، دِل شُنادادَه بِی آدم

اگر غمی نبود، به آدم دل نمی‌دادند

شادِی و غم ، خَرس و خَندَه ، فَرخِش یَه کال مودِن

شادی و غم، اشک و خنده، فرقشان یک تارِ موست

زیر بار خاکُ رَفتِن ، یا مِثِ یَه تا پَرندَه

زیرِ بارِ خاک رفتن، یا مثلِ یک پرنده (پریدن)

اَگَه بودِنُم هَمُنَه ، کِه خودُم خیال اُمَستَه

اگر بودنم همان باشد که خودم در خیال داشتم

مه یَکی پازَن کوهی و یَه تا آهوی مَستَه

من یک پازنِ کوهی‌ام و یک آهوی مست

شاعر
ابراهیم منصفی (رامی)
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.

یادداشت‌ها

ترانه‌ی ابراهیم منصفی (رامی) در وب‌سایت رسمی او (rami.ir، اداره‌شده به نام خانواده/دوستداران)؛ هر سطر با آوانگاری لاتین؛ بی‌ترجمه‌ی فارسی (واژه‌نامه: rami.ir/vazhehnameh)؛ تاریخ انتشار در سایت: 2006-03-25؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.