وصل
ترانه از ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
اِی دل بینوا غم بَسِن
ای دلِ بینوا، غم بس است
ای همَه دوری اَ هم بَسِن
اینهمه دوری از هم بس است
وا هر یاری اِتدی دل مَبَن
به هر یاری که دیدی دل نبند
هَمَه جا بی خودِت رو مَکُن
برای خودت به همهجا رو نکن
همَه کَه کِه مثل تو نَهَن
همهکس که مثلِ تو نیست
همیشَه اَ یادِت نابَرُم
هرگز از یادت نمیبرم
بَه قرآن سَر ِتو بَخُدا
به قرآن، به سرِ تو، به خدا
تو اَ هَر گلی خوشبوتِر اِی
تو از هر گلی خوشبوتری
اَ هَمَه کَه زیبارو تِر اِی
از همهکس زیباروتری
اَ هَر غزالی غزل تِر و
از هر غزالی غزلتر و
اَ هَر آهویی آهوتِر اِی
از هر آهویی آهوتری
اول و آخرین یارُم اِی
اول و آخرین یارِ منی
هم روز و هم روزگارُم اِی
هم روز و هم روزگارِ منی
تو آخرین اِنتظارُم اِی
تو آخرین انتظارِ منی
- شاعر
- ابراهیم منصفی (رامی)
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.
یادداشتها
ترانهی ابراهیم منصفی (رامی) در وبسایت رسمی او (rami.ir، ادارهشده به نام خانواده/دوستداران)؛ هر سطر با آوانگاری لاتین؛ بیترجمهی فارسی (واژهنامه: rami.ir/vazhehnameh)؛ تاریخ انتشار در سایت: 2004-02-24؛
نخستین نفری باشید که مینویسد