پیرمرد
ترانه از ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
اِمشُو دِلُم نَجارُمِن ، تا پَهلو دیریا بگَردُم
امشب دلم صدایم میزند تا کنارِ دریا بگردم
بَلکِه بُتونُم اُ هَمَه ، غُصَّه اُنُم دَر بکَردُم
بلکه بتوانم آن همه غصهام را بیرون بریزم
رو هَمَه چی خَط اُمْکَشی ، فَقط بِی عِشق باوَر اُمْکِه
روی همه چیز خط کشیدم؛ فقط به عشق باور کردم
اِمشُو دِلُم نَجارُمِن ،تا پَهلو دیریا بِگَردُم
امشب دلم صدایم میزند تا کنارِ دریا بگردم
بَلکِه بُتونُم اُ هَمَه ، غُصَّه اُنُم دَر بِکَردُم
بلکه بتوانم آن همه غصهام را بیرون بریزم
- شاعر
- ابراهیم منصفی (رامی)
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.
یادداشتها
ترانهی ابراهیم منصفی (رامی) در وبسایت رسمی او (rami.ir، ادارهشده به نام خانواده/دوستداران)؛ هر سطر با آوانگاری لاتین؛ بیترجمهی فارسی (واژهنامه: rami.ir/vazhehnameh)؛ محل/تاریخ سرایش: بندرعباس 1360؛ تاریخ انتشار در سایت: 2007-01-25؛
نخستین نفری باشید که مینویسد