پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

پیرمرد

ترانه از ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

اِمشُو دِلُم نَجارُمِن ، تا پَهلو دیریا بگَردُم

امشب دلم صدایم می‌زند تا کنارِ دریا بگردم

بَلکِه بُتونُم اُ هَمَه ، غُصَّه اُنُم دَر بکَردُم

بلکه بتوانم آن همه غصه‌ام را بیرون بریزم

مِه تو خَزُن زَرد غم ، چهل بَهار وا سَر اُمْکِه

من در پاییزِ زردِ غم چهل بهار را سر کردم

رو هَمَه چی خَط اُمْکَشی ، فَقط بِی عِشق باوَر اُمْکِه

روی همه چیز خط کشیدم؛ فقط به عشق باور کردم

اِی پیرِمرد بُدُو بِنین ، یَه نِصفِ شُو پَهلو دیریا

ای پیرمرد، بیا بنشین، یک نیمه‌شب کنارِ دریا

بِی چه سَر اِتکِه زندِگی ، بی یاور و تک و تنها

چرا زندگی را سر کردی بی‌یاور و تک و تنها؟

اِمشُو دِلُم نَجارُمِن ،تا پَهلو دیریا بِگَردُم

امشب دلم صدایم می‌زند تا کنارِ دریا بگردم

بَلکِه بُتونُم اُ هَمَه ، غُصَّه اُنُم دَر بِکَردُم

بلکه بتوانم آن همه غصه‌ام را بیرون بریزم

شاعر
ابراهیم منصفی (رامی)
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.

یادداشت‌ها

ترانه‌ی ابراهیم منصفی (رامی) در وب‌سایت رسمی او (rami.ir، اداره‌شده به نام خانواده/دوستداران)؛ هر سطر با آوانگاری لاتین؛ بی‌ترجمه‌ی فارسی (واژه‌نامه: rami.ir/vazhehnameh)؛ محل/تاریخ سرایش: بندرعباس 1360؛ تاریخ انتشار در سایت: 2007-01-25؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.