پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
داستان بندری

چیچکای ماهیگیری خالو احمد

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

نوشته‌ی پاپایا ایلزاده 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

با چندتا از چوکو محله تصمیم موگفت برنگ کشتی سازی ماهیگیری ؛ خالو احمد

با چند تا از بچه‌های محله تصمیم گرفتیم برویم کشتی‌سازی به ماهیگیری. خالو احمد،

که کبلا اومگوت چهمی ضعیف هسته ایگوت مه هم اتام ؛ موگوفت دل پیرمرد

که قبلاً گفتم چشمش ضعیف بود، گفت: «من هم می‌آیم.» گفتیم دلِ پیرمرد را

نرجونیم و به ای واگرخو موبرد ماهی گیری ...؛ رفتیم و رسیدیم به مکصد و همه

نرنجانیم و او را همراهِ خودمان به ماهیگیری بردیم... رفتیم و به مقصد رسیدیم و همه

وا فاصله ده متری لبه اسکله سنگی نشتیم و

با فاصلهٔ ده متر از هم، لبهٔ اسکلهٔ سنگی نشستیم و

نیش پیل خو موکردید تو هو ....بعد از یکساعت تو سکوت شو صدای دعوا و سرو

نیش‌پیل‌هایمان را توی آب انداختیم.... بعد از یک ساعت، در سکوتِ شب صدای دعوا و سروصدا

صدا بلند بو ؛ صدا سمت خالو احمده و مه سریع بخوم امرسوند اونجا ؛ با صدای

بلند شد؛ صدا از سمتِ خالو احمد بود و من سریع خودم را رساندم آنجا. با صدای

بلند اومگو چه بودی ؛ تو تاریکی شو یک نفر از تو یدک کش صدا ایزد که : اغای

بلند گفتم: «چه شده؟» در تاریکیِ شب یک نفر از توی یدک‌کش صدا زد که: «آقای

محترم این عامو رفیق شمان ....مه اومگو بله اقا مگه چی شده ؟ ملوان

محترم، این عمو رفیق شماست؟...» من گفتم: «بله آقا، مگه چی شده؟» ملوانِ

ابادانی ایگو : به رفیقت بگو خواب از سرمون حروم کردی اخه یکساعته داره

آبادانی گفت: «به رفیقت بگو خواب رو به ما حروم کرده؛ آخه یک ساعته داره

قلاب و سربشو میندازه رو عرشه یدکش نمی ذاره بخوابیم ازاین گذشته پیراهنمو

قلاب و سربشو می‌ندازه رو عرشهٔ یدک‌کش، نمی‌ذاره بخوابیم. از این گذشته پیراهنمو

اویزون کرده بودوم اونو هم با قلاب کشیده انداخته تو اب ...ما بگه

آویزون کرده بودم، اونو هم با قلاب کشیده انداخته تو آب...» ما هم

دلخوموگناشته و مازه خنده ..و بعداجاه خالو احمد عوض موکرد.......

دلمان را گرفته بودیم و از خنده روده‌بر شده بودیم... و بعد جای خالو احمد را عوض کردیم.......

.

.

.پاپایا ایلزاده

.پاپایا ایلزاده

نویسنده
پاپایا ایلزاده
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی نویسنده در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پاپایا ایلزاده است.

یادداشت‌ها

چیچکای ماهیگیری خالو احمد (طنز)؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.