پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
طبیعت و آب‌وهوا اسم 📍 گویش مینابی📍 گویش لنگه‌ای📍 گویش کمزاری

خور

/xur/
تأییدشده · ۴ منبع

معنی فارسی

  1. پیش‌رویِ آب دریا به طرف ساحل باعث به‌وجودآمدن آبراه پهن و گاه باریک می‌شود که به آن خور می‌گویند۱
  2. پیشرو ی طبیع ی آب در خشکی به گونهای که خلیج کوچکی را شکل دهد۲
  3. رودخانه۳
  4. بخور۴
  5. بنوش۴

مثال‌ها

  1. خور آب۳
  2. خور جاری۳

توضیحات تکمیلی

اصطلاح لنج و لنج‌داری

رودخانه.

اطمینان جامعه به این معنی ۵۰٪
هنوز رأی نگرفته
برای استوری، واتس‌اپ و تلگرام

ریشه‌ی این واژه هنوز ثبت نشده — اگر می‌دانید بگویید. از فارسی میانه مانده؟ وام‌واژه‌ی عربی، هندی، پرتغالی یا انگلیسی است؟ یا از دو واژه‌ی بندری ساخته شده؟ بعد از بررسی استادها، این‌جا با نام شما می‌آید.

منابع ۴

  1. ۱ واژه‌های لنج و لنج‌داری در گویش مینابی مقاله · اعتبار بالا
  2. ۲ واژه‌های ویژهٔ دریا و دریانوردی در گویش لنگه‌ای (زبان‌ها و گویش‌های ایرانی، ش ۴، آذر ۱۳۹۳) مقاله · اعتبار بالا
  3. ۳ فهرست واژه‌های sirgap2 (مجموعه‌ی مالک سایت، نسخه‌ی ۲) سایر · اعتبار متوسط
  4. ۴ گویش‌های بشکردی، کردشولی و کمزاری (ترجمهٔ لیلا عسگری؛ گویش‌شناسی ۲/۱ = ش ۲، اردیبهشت ۱۳۸۳، ص ۹۶–۱۰۶) مقاله · اعتبار بالا

تأییدشده · ۴ منبع معنی این واژه را چند منبع مستقل یا جامعه‌ی گویشوران تأیید کرده‌اند.

اصلاح یا تکمیل این واژه

معنی دیگری می‌دانید، تلفظ یا مثال بهتری دارید، یا توضیحی لازم است؟ پیشنهاد دهید؛ پس از بررسی ناظر اعمال می‌شود و ۳ امتیاز می‌گیرید.

برای پیشنهاد وارد شوید

تاریخچه‌ی پیشنهادها

هنوز پیشنهادی برای این واژه ثبت نشده است.

گفت‌وگو درباره‌ی این واژه

کاربرد این واژه در گویش شما چطور است؟ مثال یا خاطره‌ای دارید؟

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.