پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
داستان بندری

ما کجا و اونا کجا!!!!!

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

نوشته‌ی برگردان: چوک محله 📍 قشم

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

متن بندری

بعضی از کسونی که داخه شهر زندگی اکنن

به ما که تو دهات زندگی نکردیم اگن دهاتیه بی کلاس .

نافهمم دلیلش چن ولی یه بار یه نفه همچین گپی به مه ایزه

آلا که نگاه نکردم راست اگن اوشو خیلی

سطحشو از خومو بالاترن و باکلاس ترن!!!!

ایشو خیلی سطحشو از خومو بالاترن !!! عجب !!! به ما اگن بالاشهری

در مقایسه ی شهر با دهات بهترین جمله ای که ابوت بگی همین که ایشو

خیلی سطحشو از خومو بالاترن.

ایشو یه بازارویی درست شوکردی که اگه بگینی تعجب اکنی

خیلی جون درست شوکردی ٬ ما داخل یه تا همیشو دور موزه بعد رفیک مه

ایگو عکس خو بگریم ٬ مه روم ایناکه امگو بلکه زشتن ٬

بعد دگه رفیک مه پیله ایکه رفتیم موگه

بعد رفیک مه ایگو چندتا بیشته عکس ناگریم که مموری مال موبایل پر ابوت ٬

ایگو دگه جایه غیر عکس اگریم. ایگو یکتا بازار هه به نام زیتون که

همه ارن داخلش اگردن ولی همه چی خیلی گرونن دگه بازار ستاره شهربازی شه

خو بندرخیلی از بالاشهر گپترن ٬ مه اول فکر مکه کوچکن بله آلا که دور موزه

تمون نابور حتی بینزین ما تمون بو ولی به آخرش نرسیدیم. بعد ماخاسته بنزین بزنیم

سرخیابون آدم نشته و بنزین شفروخت دگه ایناواسته بری تو پامپ بینزین

رفیک مه ایگو ایشو خیلی کلاسشو بالان و درآمدشو خیلین!

چکده دُکُن درست شوکردی ٬ بندر خیلی بازار شه

بازار ستاره خو آدم داخه گم ابو صلوات خیر . خیله گپن خو

چوکُو بندری خیلی کلاسشو از خومو بالاترن ٬ باور بکنی یک شلوارویی نه

پاشون که مگه ٬ خیلی از شلوارو مال خومو جونترن ٬ جیب دگه از مال خومو

بیشته شَه ٬ ایی شلوارو که پاره بودی وُ پچ پچن گول نخوری ،ایشو وقتی بخری

همیطورن خودش دِردی کلاس اشه.

بندر خیلی جون ترن همه جا آسفالت ، یَه پوچو تو کوچه خاک ناگینی

ولی داخه محله خومو همش خاک ناتونی راه بری ، لباست خاکی ابو

خو معلومن که ایشو سطحشو از خومو بالاترن !!

ایشو خیلی چیزوی غیر شوهستی که خومو مونین مثلا مه اُمدی یکتا چوک

تسبیح داخه گردونی هسته مه تعجب امکه

بعد دگه رفیک مه ایگو تو گاهی ادندیدی مگه ؟

امگو نه ! ایگو فکر بالاشهر اتکردی ، ایشو خیلی کلاسشو از خومو بالاترن

رفیک مه ایگو ایشو زنجیل ( زنجیر ) دگه داخه گردون خو اَکَردِن

ما سوار موتور سرعت مارفت ٬ مو سرما به هوا رفتر مثله سیخور

بعد یکتا موتور بندری رد بو مثل تیر ( موتورشو خیلی سرعت خو ارت)

مو سروشو چه جونی باوربکن . اصلن بالا ناره و تکونم ایناخه. رفیک مه ایگو

یه چیزی هستی که به سر خو اَزنن موسر آدم سفت گیر اکنت که دگه تَکُن ناخورت

ایگو مثله حشره کُشن یعنه بصورت فشارین مثه به به که داخه خانه ازنن بو خش

اکَنت مه باور امنکه ٬ بله امدونست که واقعا ایشو خیلی سطحشو از ما بالاترن

هاو که دست نماز اَگرن یا جُن خو اشورن با چه چیزوییییییی ! په هاو که

اَخورن چِن!!!! مثله قندن بلکا ٬ ایشو هاوشو خیلی از مال خومو شیرین ترن خومو که

هاو سور هم مونین!

ایشو خیلی سطحشو از خومو بالاترن . خومو در حد ایشو نهستنگ!!!

ادونی چند تا عابر بانک شوهستی؟

مه هرچه امکه بشمارم نبو ٬ از دستی که زیادن ٬ آلا شما کل بالاشهر بگردی

اگه یکتا عابر بانک پیدا اتکه مردی ! نین .

عابر بانک مال بندرخیلی سریع پول اشمارت شاگو ابوت که پول زیادی

هم به آدم هادت ! آلا راست و دروغی نافهمیم یکتا چوک بندری شگو .

شاو رفیک مه ایگو همیجا خوراک بخوریم یا بریم بالاشهرخونه خومو

دگه تصمیم موگه رفتیم ۲ تا ساندویچ مال همبرگ موخرد

رفیک مه ایگو زود بخا که کسی به خومو نگینت ! امگو به چه بگه؟ ایگو ایجا الان دگه

ساندویچ همبر ناخورن ! ایشون همه پیتزا قارچ وُ سیب زمینی سرخ کرده

وُ مُرگ سوخاری و ایچیزو اَخورن!!!

داخه شهر ما خیلی دگه کسی کلاسی بالا بووت اَرت ۲ تا سنجوید فلافل یا دو سیخ

کباب در کبابی مال پاتل اخورت و بس .

و گرنه همه داخه خونه خوراک اَخورن . بعد به رفیک خو امگو په خومو دگه همی بریم

چیزو بخوریم نه (پیتزا) . ایگو گنوغی بگه همی سی چهل هزار تمن در اتات. اَیگو ۵۰

شاو فلافل بخوریم به یک شاو فست فود رفتن دگه نارست.

توی راه برگشت که با موتور نرفتریم خونه وا دل خو امگو ایشون ۵۰ سال

بلکه بیشته از خومو جلوترن . ما اصلا در حد ایشو نابیم . اصلا حساب به خومو ناکنن!!!

برگرفته از وبلاگ بچه های قشم ( بالاشهری)

از وبلاگ چوک شهرو

ترجمه‌ی فارسی پیشنهادی

بعضی از کسانی که توی شهر زندگی می‌کنند به ما که توی ده زندگی می‌کنیم می‌گویند «دهاتیِ بی‌کلاس». نمی‌دانم دلیلش چیست، ولی یک بار یک نفر همچین حرفی به من زد. حالا که نگاه می‌کنم، راست می‌گویند؛ آن‌ها خیلی

سطحشان از ما بالاتر است و باکلاس‌ترند!!!!

آن‌ها خیلی سطحشان از ما بالاتر است!!! عجب!!! به ما می‌گویند «بالاشهری». در مقایسهٔ شهر با ده، بهترین جمله‌ای که می‌شود گفت همین است که آن‌ها خیلی سطحشان از ما بالاتر است.

آن‌ها بازارهایی ساخته‌اند که اگر ببینی تعجب می‌کنی؛ خیلی قشنگ ساخته‌اند. ما توی یکی‌شان دور زدیم. بعد رفیقم گفت: «از خودمان عکس بگیریم.» من رویم نشد؛ گفتم شاید زشت باشد. بعد رفیقم پیله کرد و رفتیم گرفتیم. بعد رفیقم گفت: «چند تا بیشتر عکس نگیریم که حافظهٔ موبایل پر می‌شود.»

گفت: «جای دیگری عکس می‌گیریم.» گفت یک بازار هست به اسم «زیتون» که همه می‌روند تویش می‌گردند، ولی همه چیزش خیلی گران است. بعد بازار «ستاره» که شهربازی دارد. خب، بندر خیلی از بالاشهر بزرگ‌تر است. من اول فکر می‌کردم کوچک است، اما حالا که دورش زدیم تمام نمی‌شد؛ حتی بنزینمان تمام شد ولی به آخرش نرسیدیم. بعد خواستیم بنزین بزنیم.

سرِ خیابان آدم نشسته بود و بنزین می‌فروخت؛ دیگر لازم نبود بروی توی پمپ‌بنزین. رفیقم گفت: «این‌ها خیلی کلاسشان بالاست و درآمدشان خیلی است!»

چقدر مغازه ساخته‌اند! بندر خیلی بازار دارد. توی بازار ستاره که آدم گم می‌شود، صلوات بفرست (خدا به خیر کند)! خیلی بزرگ است. پسرهای بندری خیلی کلاسشان از ما بالاتر است. باور کن شلوارهایی پایشان بود که نگو! خیلی از شلوارهای ما قشنگ‌ترند؛ جیبشان هم از مال ما بیشتر است. این شلوارهایی که پاره‌اند و وصله‌وصله، گول نخوری؛ وقتی بخری همین‌طوری‌اند؛ خودش نشانِ کلاس است.

بندر خیلی قشنگ‌تر است؛ همه‌جا آسفالت است؛ یک ذره خاک توی کوچه نمی‌بینی. ولی توی محلهٔ ما همه‌اش خاک است؛ نمی‌توانی راه بروی، لباست خاکی می‌شود. خب معلوم است که آن‌ها سطحشان از ما بالاتر است!!

آن‌ها خیلی چیزهای دیگر دارند که ما نداریم. مثلاً من پسری را دیدم که تسبیح دور گردنش بود؛ تعجب کردم.

بعد رفیقم گفت: «تو تا حالا ندیده بودی مگر؟»

گفتم: «نه!» گفت: «فکر کردی بالاشهر است؟ این‌ها خیلی کلاسشان از ما بالاتر است.» رفیقم گفت: «این‌ها زنجیل (زنجیر) هم دور گردنشان می‌اندازند.»

ما سوارِ موتور تند می‌رفتیم؛ موی سرمان مثل جوجه‌تیغی رفته بود هوا. بعد یک موتورِ بندری مثل تیر رد شد (موتورهایشان خیلی تند می‌روند دیگر).

موی سرشان چه قشنگ بود، باور کن! اصلاً بالا نمی‌رفت و تکان هم نمی‌خورد. رفیقم گفت: «یک چیزی هست که به سرشان می‌زنند، موی آدم را سفت می‌گیرد که دیگر تکان نخورد.» گفت مثل حشره‌کش است؛ یعنی به‌صورت اسپری است، مثل «به‌به» که توی خانه می‌زنند تا بوی خوش بدهد. من باور نکردم؛ بله، فهمیدم که واقعاً این‌ها خیلی سطحشان از ما بالاتر است.

آبی که با آن وضو می‌گیرند یا تنشان را می‌شویند، با چه چیزهایی‌یی‌یی! پس آبی که می‌خورند چیست!!!! لابد مثل قند است. آبشان خیلی از آبِ ما شیرین‌تر است؛ ما که آبِ شور هم نداریم!

آن‌ها خیلی سطحشان از ما بالاتر است. ما در حدِ آن‌ها نیستیم!!!

می‌دانی چند تا عابربانک دارند؟ من هر چه کردم بشمارم نشد؛ از بس که زیاد است. حالا شما کلِ بالاشهر را بگرد؛ اگر یک عابربانک پیدا کردی، مردی! نیست.

عابربانک‌های بندر خیلی سریع پول می‌شمارند. می‌گفتند ممکن است پولِ زیادی هم به آدم بدهند! حالا راست و دروغش را نمی‌دانیم؛ یک پسرِ بندری می‌گفت.

شب رفیقم گفت: «همین‌جا غذا بخوریم یا برویم بالاشهر خانهٔ خودمان؟» بعد تصمیم گرفتیم؛ رفتیم دو تا ساندویچ همبرگر خریدیم.

رفیقم گفت: «زود بخور که کسی ما را نبیند!» گفتم: «برای چه؟» گفت: «اینجا دیگر الان کسی ساندویچ همبرگر نمی‌خورد! این‌ها همه پیتزا قارچ و سیب‌زمینی سرخ‌کرده و مرغ سوخاری و این چیزها می‌خورند!!!»

توی شهر ما، کسی که خیلی کلاسش بالا باشد، می‌رود دو تا ساندویچ فلافل یا دو سیخ کباب در کبابیِ «پاتل» می‌خورد و بس.

وگرنه همه توی خانه غذا می‌خورند. بعد به رفیقم گفتم: «پس ما هم برویم از همین چیزها (پیتزا) بخوریم، نه؟» گفت: «دیوانه‌ای؟ بگو همین سی‌چهل هزار تومان درمی‌آید.» گفتم: «پنجاه شب فلافل بخوریم، به یک شب فست‌فود رفتن نمی‌رسد.»

توی راهِ برگشت، که با موتور داشتیم به خانه می‌رفتیم، با خودم گفتم: این‌ها پنجاه سال، شاید هم بیشتر، از ما جلوترند. ما اصلاً در حدِ آن‌ها نیستیم. اصلاً ما را به حساب نمی‌آورند!!!

برگرفته از وبلاگ بچه‌های قشم (بالاشهری)

از وبلاگ «چوک شهرو»

نویسنده
برگردان: چوک محله
گویش
قشم
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی نویسنده در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد برگردان: چوک محله است.

یادداشت‌ها

طنز «ما کجا و اونا کجا»؛ برگرفته از وبلاگ بچه‌های قشم (بالاشهری)، برگردان به بندری: چوک محله، از وبلاگ چوک شهرو؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.