پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

کجا چاشت اکنی چاشتت بیارم

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

ترانه از نصرک 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

بِی هوس بِی تو تارُم

از سرِ شوق برایت می‌آورم

بِی هوس بِی تو تارُم،بِی نَفَس بِی تو تارُم

از سرِ شوق برایت می‌آورم، نفس‌زنان برایت می‌آورم

بَه دو تا مرغِ مُسما،سرِ دست بِی تو تارُم

با دو تا مرغِ مسما، روی دست برایت می‌آورم

کُجا چاشت اکُنی چاشتِت بیارُم،بِی نَفَس بِی تو تارُم

کجا ناهار می‌خوری تا ناهارت را بیاورم؟ نفس‌زنان برایت می‌آورم

بَه دو تا مرغِ مُسما،سرِ دست بِی تو تارُم

با دو تا مرغِ مسما، روی دست برایت می‌آورم

حکایت بَر سرِ دندُن و نُنِن،بِی هوس بِی تو تارُم

حکایت بر سرِ دندان و نان است، از سرِ شوق برایت می‌آورم

اگر دندُن نباشه،نُن حَرُمن،بِی هوس بِی تو تارُم

اگر دندان نباشد، نان حرام است؛ از سرِ شوق برایت می‌آورم

اِی هُوِیل اُ هویل

ای هُوِیل، اُ هُوِیل

اِی هُوِیل،اُ هُوِیل

ای هُوِیل، اُ هُوِیل

اِی غَمزَه نما،شکر بر لبِ دلبر

ای غمزه‌نما، شکر بر لبِ دلبر

اِی شیدا نَما،هَمَش بر لبِ دلبر

ای شیدانما، همه‌اش بر لبِ دلبر

ما دو تا خواهانیم

ما دو تا خواهانِ هم‌ایم

مَرگ از هَم نبینیم

مرگِ هم را نبینیم

اِی غَمزَه نما،شکر بر لبِ دلبر

ای غمزه‌نما، شکر بر لبِ دلبر

اِی شیدا نَما،هَمَش بر لبِ دلبر

ای شیدانما، همه‌اش بر لبِ دلبر

شاعر
نصرک
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد نصرک است.

یادداشت‌ها

امضا «(نصرک)» — نصرک، ترانه‌سرای بومی قدیم بندر؛ اگر آثارش فولکلور/قلمرو عمومی تلقی شود متن کامل در صفحه هست؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.