پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

گِریخُم نَهُندِن

ترانه از ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

گِریخُم نَهُندِن، گِریخُم نَهُندِن

گریه‌ام دارد می‌آید، گریه‌ام دارد می‌آید

کسی نی که از مِه بُپُرسه چه تِن تو

کسی نیست که از من بپرسد: تو را چه شده؟

چه بودن که لاغرتِه بودِی

چه شده که لاغرتر شده‌ای؟

همیشَه سَرت بِی چه زیرن

چرا همیشه سرت پایین است؟

چشِت بیِ چِه سُرخِن

چرا چشمت سرخ است؟

گِریخُم نَهُندِن، گِریخُم نَهُندِن

گریه‌ام دارد می‌آید، گریه‌ام دارد می‌آید

تو خیلی خاشی

تو خیلی خوبی

خاشتِر از سوره ی کُل هُوَلّا

خوب‌تر از سورهٔ «قل هو الله»

که اُن وخَتُ ما رَفته مَختَب

که آن وقت‌ها به مکتب می‌رفتیم

اُ تو، تو چِشُن مِه هِجّی تَکِردَه

و تو در چشم‌های من هجی می‌کردی

مِه یادُم نَرَفتن که ایسین مارفتَه

من یادم نرفته که به ایسین می‌رفتیم

که تو باغ لیمو تو جیکو تخاردَه

که تو در باغِ لیمو تاب می‌خوردی

مِه پُشتِ دِرختُن مَگردی

من پشتِ درخت‌ها می‌گشتم

اُ تو فکرُنُم

و در فکرهایم

روزُنِ شادِمُنی خو پیدا مَکردَه

روزهای شادمانیِ خودم را پیدا می‌کردم

مِه وا کُوت و شلوالِ دومادیُم

من با کت و شلوارِ دامادی‌ام

تو وا اُ هَمَه بَنگری

تو با آن همه النگو

اُ هَمَه اَشرفی روی سینَه ت

و آن همه اشرفی روی سینه‌ات

چه تور ِبهاره ی سَفیدی

چه تورِ بهاره‌ای سفید

اَگِی بلکه باپیر، آهسته رو تارَه

می‌گفتی شاید مه است که آهسته روی «تاره»

گازی نَکِردِن

بازی می‌کند

گِریخُم نَهُندِن، گِریخُم نَهُندِن

گریه‌ام دارد می‌آید، گریه‌ام دارد می‌آید

مِه بِی تو مَواتِن

من تو را می‌خواهم

مِه یَک کال مودِ تو

من یک تارِ موی تو را

وا صدتا ماشین و خُنَه عَوض ناکُنُم

با صد تا ماشین و خانه عوض نمی‌کنم

اَگَه شاهِ دُنیا بَشُم

اگر شاهِ دنیا هم باشم

تو وَختی نَبی ،هیچّی اُمنی

تو که نباشی، هیچ ندارم

بُدو

بیا

نَزیکُم بُدُو

نزدیکم بیا

بُدُو تا کَموتَر بَشیم و

بیا تا کبوتر شویم و

بِرِیم رو کَسودنگُن کوهِ بازگِرد

برویم روی درختانِ بنهٔ کوهِ بازگرد

کُلودَنگ بسازیم

لانه بسازیم

که اُن جا کسی نی

که آنجا کسی نیست

که اُن جا تو وا مِه اَبی

که آنجا تو با من می‌شوی

مِه وا تو اَبُم

من با تو می‌شوم

گِریخُم نَهُندِن، گِریخُم نَهُندِن

گریه‌ام دارد می‌آید، گریه‌ام دارد می‌آید

شاعر
ابراهیم منصفی (رامی)
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.

یادداشت‌ها

ترانه‌ی ابراهیم منصفی (رامی) در وب‌سایت رسمی او (rami.ir، اداره‌شده به نام خانواده/دوستداران)؛ هر سطر با آوانگاری لاتین؛ بی‌ترجمه‌ی فارسی (واژه‌نامه: rami.ir/vazhehnameh)؛ محل/تاریخ سرایش: بندرعباس 1345؛ تاریخ انتشار در سایت: 2009-08-27؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.