گَپِ شُو
ترانه از ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
دَه نُفَر گُشنَه وُ یَک کاسَه مَشوک
ده نفر گرسنه و یک کاسه «مشوک»
دلی وا نِوشتِنن نابو گَمی
دلش به نوشتن است، ولی نمیشود
هَمَه کَه وا چشْمُنی زشت و بَدِن
همهچیز به چشمش زشت و بد است
دَردی اَز دَوا وُ دَرمُن اَم رَدِن
دردش از دوا و درمان گذشته
دلِ بدبختی اَ عُکده شَپُکی
دلِ بدبختش از غصه میترکید
پا کُنارِ سُرخ مُحَّله ی مُردَه شور
پای کُنارِ سرخِ محلهٔ مردهشور
دَست گرم خو رو شُنَش اینَها
دستِ گرمش را روی شانهاش گذاشت
وا تو کار مُهَه نباید بمِری
با تو کار داریم، نباید بمیری
- شاعر
- ابراهیم منصفی (رامی)
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.
یادداشتها
ترانهی ابراهیم منصفی (رامی) در وبسایت رسمی او (rami.ir، ادارهشده به نام خانواده/دوستداران)؛ هر سطر با آوانگاری لاتین؛ بیترجمهی فارسی (واژهنامه: rami.ir/vazhehnameh)؛ محل/تاریخ سرایش: بندرعباس 1356؛ تاریخ انتشار در سایت: 2007-08-27؛
نخستین نفری باشید که مینویسد