پشیمون
ترانه از زینب منصوری 📍 بستک
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
وخته خداحافظی مونگ
وقتِ خداحافظیمان
دسُت ته دوره گردنم
دستت دورِ گردنم بود
تگوت بمون تا آخرش
میگفتی: بمان تا آخرش
مو هم کنارت امونم
من هم کنارت میمانم
قسم تخه تگوت مچو
قسم میخوردی و میگفتی: نرو
که ولله قدرت ادونم
که والله قدرت را میدانم
اتگت نه رسم عاشقین
گفتی: رسمِ عاشقی نیست
ترک مو و دلم مکو
مرا و دلم را ترک نکن
ا مندنو ام نشنوفت
من حرفِ ماندن را نشنیدم
امندی هر چه تو تگوت
هرچه تو میگفتی، ندیدم
همش ا فکر رفتو دم
همهاش در فکرِ رفتن بودم
چه اشتباهی ام کو مو
چه اشتباهی کردم من
دسُت امنه ته دسِ باد
دستت را در دستِ باد گذاشتم
حالا خومم و اشکیام
حالا خودم ماندهام و اشکهایم
چشیات ناچیت مه زیاد
چشمهایت از یادم نمیرود
هر چه بگام ته شعریام
هرچه در شعرهایم بگویم
جبران اشکی یه تو ننگ
جبرانِ یک اشکِ تو نمیشود
مَی بربگردم پشِ تو
میخواهم برگردم پیشِ تو
ولی مو نادونم و چنگ
ولی من نمیدانم چطور
و چنگ دوباره با تو بم
چطور دوباره با تو باشم
دوباره از وفا بگام
دوباره از وفا بگویم
و چنگ دو دستت بگرم
چطور دو دستت را بگیرم
از عشق بی ریا بگام
از عشقِ بیریا بگویم
تو حقوتن گوش نکنش
تو حق داری گوش نکنی
هر چه که تز بر اخونم
هرچه که برایت میخوانم
حق ات دن حرفی نزنش
حق داری حرفی نزنی
دلت پرن خوم ادونم
دلت پر است، خودم میدانم
- شاعر
- زینب منصوری
- منبع
- تِرِنُه ↗
- گویش
- بستک
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد زینب منصوری است.
یادداشتها
خواننده: فهیم محمودی؛ تنظیم: ایوب بزم؛
نخستین نفری باشید که مینویسد