پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

حفله جشنی

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

ترانه از ناشناس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

ای که خوب بلدن رسم دلبری

ای که رسمِ دلبری را خوب بلد است

خوب بلدن غمزه و عشوه گری

غمزه و عشوه‌گری را خوب بلد است

همه دختو همه به یک طرف

همهٔ دخترها، همه یک طرف

عوض ناکنم ب یک کال موو سری

تو را با یک تار موی سرت هم عوض نمی‌کنم

تا به ای امدی اه اومکه خدا رسید

تا تو را دیدم، آهی کشیدم که به خدا رسید

در اون لحظه عقل هوش از مه پرید

در آن لحظه عقل و هوش از سرم پرید

خدا گواهن سرم رو زانونم قرص و مسکن هروز صبحانم

خدا گواه است، سرم روی زانویم است؛ قرص و مسکن هر روز صبحانه‌ام است

به ی خو امگناشتن وا وان پول سرم

خودم را گروِ آن پول گذاشته‌ام، [آن بدهیِ] سرم

هر چه باز نه ای شعرم کمن

هر چه باز در این شعرم بگویم کم است

شاعر
ناشناس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.

یادداشت‌ها

خواننده: مروان اسماعیلی؛ ترانه‌سرا در صفحه ذکر نشده؛ بی‌ترجمه؛ گویش دقیق بررسی شود؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.