پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

یادُمِن

ترانه از ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

یادُمِن روزُن خوبِ مَدرسَه

یادم هست روزهای خوبِ مدرسه

یادُمِن وَختی دل مه بی کَسَه

یادم هست وقتی دلم بی‌کس بود

یادُمِن تهنا خودُم یارُم اَرُم

یادم هست تنها خودم بودم و با یارم می‌رفتم

شُنَهادَه کوه غم رو جگِرُم

کوهِ غم را روی جگرم گذاشته بودند

مِه هَنوزَم تو شُوِستُن خُنَه مِن

من هنوز هم در شبستانِ خانه‌ام

هَنوزَم وردِ لُوُم بِیتِ غمِن

هنوز هم ورد زبانم بیتِ غم است

اِی خُدا کاری بُکُ بِی مه از یاد نَبَره

ای خدا، کاری کن که مرا از یاد نبرد

اُ هَمَه خاطِرهَ اُ یَه دُفه باد نَبَره

که آن همه خاطره را یک‌دفعه باد نبرد

شاعر
ابراهیم منصفی (رامی)
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.

یادداشت‌ها

ترانه‌ی ابراهیم منصفی (رامی) در وب‌سایت رسمی او (rami.ir، اداره‌شده به نام خانواده/دوستداران)؛ هر سطر با آوانگاری لاتین؛ بی‌ترجمه‌ی فارسی (واژه‌نامه: rami.ir/vazhehnameh)؛ تاریخ انتشار در سایت: 2009-03-25؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.