سال خاش ابو (اُ زمون سال خاش ابو)
ترانه از صالح سنگبر 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
پُشتِش اَم بهار اَبوتِن
پشتش بهار هم میآید
پایِ پِنْجَه، غایَه نوروز
پای پنجه، وقتِ نوروز
سرِ کِصتَه وازاَکُنتِن
سرِ قصه را باز میکنند
وَختی عشک آتِش اَگِنتِن
وقتی عشق آتش میگیرد
دُمَنِ خواهش اَگِنتِن
دامنِ خواهش را میگیرد
نِم نِمَک بارش اَگنِتِن
نمنم بارش میگیرد
وَختی مهتاب دُو اَزَنتِن
وقتی مهتاب میدود
پری دِریایی اَتاتْ و
پریِ دریایی میآید و
وَختی مهر و مهرَبُنی
وقتی مهر و مهربانی
همدلی و همزَبُنی
همدلی و همزبانی
تویِ سینه روزَبُنُ
در سینهٔ روزگاران
اَکُنِه پا درمَیُنی
پادرمیانی میکند
وَختی خوبی را اَکِیتِن
وقتی خوبی راه میافتد
توی سینه جا اَکِیتِن
در سینه جا میگیرد
تُو دلِ دِریا اَکِیتِن
در دلِ دریا میافتد
وَختی که دار و کتک نِی
وقتی چوب و کتکی نیست
یَتا مرغ تویِ مُچَک نِی
یک مرغ هم در قفس نیست
حیله و نیرنگ اِی نِینِن
حیله و نیرنگ ندارد
همه جا نعمت فراوُن
همهجا نعمت فراوان است
وَختی بَندِر جُن بِگنتِن
وقتی بندر جان بگیرد
زندگی سامُن بِگنتِن
زندگی سامان بگیرد
- شاعر
- صالح سنگبر
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد صالح سنگبر است.
یادداشتها
از کتاب «کغار»، دومین دفتر بومیسرودههای صالح سنگبُر؛ متن کامل (۱۰ بند با برگردان «اُ زمن سال خاش ابو») در صفحه است؛ ترجمه ندارد (یک بند در پست ۱۳۸۸/۱۲/۲۹ ترجمه شده)؛
نخستین نفری باشید که مینویسد