پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

غرور کاغذی

ترانه از ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

دِلُم از روز اول عاشقی بو

دلم از روزِ اول عاشق شد

تَمُمِ هستی‌اُم وا او یکی بو

تمامِ هستی‌ام برای آن یکی شد

ولی عشق جَوُنی حاصل اینی

ولی عشقِ جوانی حاصلی ندارد

کسی امروزَه کاری وا دل اینی

امروز کسی با دل کاری ندارد

یَه روزی هر یَه دنیا مالُم هستَه

یک روزی هر دنیایی مالِ من بود

با یَه چِش وا هم زَدِن بیست سالُم هستَه

به یک چشم به هم زدن بیست ساله بودم

بِی عشق اولُم از دل در اُمکِه

عشقِ اولم را از دل بیرون کردم

سرود عشق تازَه از بَر اُمکِه

سرودِ عشقی تازه را از بر کردم

شکوه چشمُنی میلادُم هَستَه

شکوهِ چشم‌هایش میلادِ من بود

اَ دیداری نَبودُم هیچ خستَه

از دیدارش هیچ خسته نمی‌شدم

ولی دست قضا بیچارَه‌م ایکِه

ولی دستِ قضا بیچاره‌ام کرد

غرور کاغذیم صدپارَه‌م ایکِه

غرورِ کاغذی‌ام را صدپاره کرد

اَ دست اُمدا تَمُمِ زندگُنیم

تمامِ زندگانی‌ام را از دست دادم

خط سیا اُمکَشی روی جَوُنیم

خطِ سیاه روی جوانی‌ام کشیدم

شاعر
ابراهیم منصفی (رامی)
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.

یادداشت‌ها

ترانه‌ی ابراهیم منصفی (رامی) در وب‌سایت رسمی او (rami.ir، اداره‌شده به نام خانواده/دوستداران)؛ بی‌آوانگاری و بی‌ترجمه؛ تاریخ انتشار در سایت: 2001-07-29؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.