قاصد بره پی ای بگو و اون یار محبوبم
هنوز بررسی نشده این اثر هنوز بهدست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.
ترانه از ناشناس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
قاصد بره پی بگو و اون یار محبوبم که عهدوم همون عهدن ای روح تا مه زنده ام
قاصد، برو پیشش و به آن یارِ محبوبم بگو که عهدم همان عهد است، ای جان، تا من زندهام
بگو و ای مکون گریه مخو غصه که روحم تویی که دنیا بدون تو ولا بی مزن
به او بگو: گریه نکن، غصه نخور، که روحِ من تویی؛ که دنیا بدونِ تو، والله، بیمزه است
قاصد بره پی بگو و اون یار محبوبم که عهدوم همون عهدن ای روح تا مه زنده ام
قاصد، برو پیشش و به آن یارِ محبوبم بگو که عهدم همان عهد است، ای جان، تا من زندهام
بگو و ای مکون گریه مخو غصه که روحم تویی که دنیا بدون تو ولا بی مزن
به او بگو: گریه نکن، غصه نخور، که روحِ من تویی؛ که دنیا بدونِ تو، والله، بیمزه است
سلامم کد یک دنیا ببر به اون گل رعنا امید و آرزوم تویی نامویت هیچ داخل ای دنیا
سلامم را به اندازهٔ یک دنیا به آن گلِ رعنا ببر؛ امید و آرزویم تویی؛ در این دنیا هیچ چیزِ دیگری نمیخواهم
ای دنیا لذت اینین بدون ضره ای بی مه مثل شخصی که محکومن
این دنیا بدونِ تو ذرهای لذت برایم ندارد؛ مثلِ کسی هستم که محکوم است
- شاعر
- ناشناس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.
یادداشتها
خواننده: محسن فیروزیان؛ ترانهسرا در صفحه ذکر نشده؛ بیترجمه؛ گویش دقیق بررسی شود؛ زبان آمیختهی فارسی محاوره و بندری؛
نخستین نفری باشید که مینویسد