پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

پیکان حاجی

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

ترانه از ناشناس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

آخِی دِلُم حاجی پیکان اُشخِلی

آخی، دلم پیکانِ حاجی را می‌خواهد

فِلاس چاي و اِسِکان اُشخِلی

فلاسکِ چای و استکانش را می‌خواهد

تَمباک ش کپ کَلّش اَ تِنگِن اِنه

تنباکویش گوشهٔ لپش است، «تنگ» است

حسابِ خوش خیلی زرِنگِن اِنه

خودش را خیلی زرنگ حساب می‌کند

دودَس شَ فَرمون پاش اَله گاز اكون

با دو دست فرمان را گرفته، پایش روی گاز است

عینک دودی شَ له چَش ناز اكون

عینکِ دودی روی چشم، ناز می‌کند

بنزینِ باکُش پیلِ یارانهَ هِن

بنزینِ باکش از پولِ یارانه است

نَوارِ ظَبطُش بانو فَتّانهَ هن

نوارِ ضبطش بانو فتانه است

شَبرَنگ شلی کَشتو حسود لا یسود

شبرنگِ شلی، حسود را کُشت؛ «الحسود لا یسود»

نِگار جانی رفت وقسمت نبود

نگارِ جانی رفت و قسمت نبود

پیکانِ حاجی تَنگِ بَستَک رَسی

پیکانِ حاجی به تنگِ بستک رسید

هورُسّی که عَروس اَ بستَک رَسی

هلهله کنید که عروس به بستک رسید

شاعر
ناشناس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.

یادداشت‌ها

خواننده: آرشاوین؛ ترانه‌سرا در صفحه ذکر نشده؛ بی‌ترجمه؛ گویش دقیق بررسی شود؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.