پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

گَپِ پوچ

ترانه از ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

بِی چه مَردُم هَمَه اَز دَردُنِ هَم بی خَبَرَن

چرا مردم همه از دردهای هم بی‌خبرند؟

هَم اَ شور ِخَندَه دورَن، هَم اَ غم بی خَبَرَن

هم از شورِ خنده دورند، هم از غم بی‌خبرند

تو هَمی شَهر ِمُمی خو وا هَمی لهجِه ی خاش

در همین شهرِ مادریِ خود، با همین لهجهٔ خوش

تو هَمی مَحلَه غریبَن ، مِثِ یک دَر وادَرَن

در همین محله غریب‌اند، مثلِ دربه‌درها

مُم ِچُوکُ دل سیاهِن بَپِ چُوکُ بی گُناهِن

مادرِ بچه‌ها دلسیاه است، پدرِ بچه‌ها بی‌گناه است

پُشتِ میلَه اُن ِشهرک، سَکَراتِن، پَکَرِن

پشتِ میله‌های شهرک، در سکرات‌اند، پکرند

هَمَه از خو نا اُمیدَن، نه مُرادَن نه مُریدَن

همه از خود ناامیدند، نه مرادند نه مرید

بَندِه یِ ظالم ِو ظُلمَن، غُلُم ِزور و زَرَن

بندهٔ ظالم و ظلم‌اند، غلامِ زور و زرند

سَرُم اَز غُصَّه ندَردِن، دِلُم اَز بودِه خو سَردِن

سرم از غصه درد می‌کند، دلم از بودنِ خودم سرد است

گَپُنُم بیخود و پوچِن، فِکرُنُم بی ثَمَرن

حرف‌هایم بیهوده و پوچ‌اند، فکرهایم بی‌ثمر

شاعر
ابراهیم منصفی (رامی)
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.

یادداشت‌ها

ترانه‌ی ابراهیم منصفی (رامی) در وب‌سایت رسمی او (rami.ir، اداره‌شده به نام خانواده/دوستداران)؛ هر سطر با آوانگاری لاتین؛ بی‌ترجمه‌ی فارسی (واژه‌نامه: rami.ir/vazhehnameh)؛ محل/تاریخ سرایش: بندرعباس 1375/12/23؛ تاریخ انتشار در سایت: 2001-08-27؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.