پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

شعر و داستان بندری

دوبیتی‌های صیادها، ترانه‌ها، لالایی‌ها، شروه‌ها و قصه‌های شب‌نشینی هرمزگان؛ هر اثر با متن اصلی، ترجمه‌ی فارسی و معنی واژه‌ها با یک کلیک.

🪘 شعر عامیانه فولکلور چیستان قشمی «اَریِتن و اَتیِتن…» فولکلور هرمزگان · قشم اَریِتن و اَتیِتن دلی وا خو نتیتن ❤ ۰ 👁 ۰ با ترجمه هنوز بررسی نشده 🪘 شعر عامیانه فولکلور چیستان قشمی «هَلَ پَهنَک هَلَ…» فولکلور هرمزگان · قشم هَلَ پَهنَک هَلَ گِرِدَک هَلَ اُف ❤ ۰ 👁 ۰ ترجمه‌ی پیشنهادی هنوز بررسی نشده 🌙 لالایی فولکلور لالایی هرمزگانی «لالالالا لالالالایی عزیزم» فولکلور هرمزگان لالالالا لالالالایی عزيزم بخو تا گل توی جيليت بريزمسر راهت نشينم خسته خسته گل ريحون بچينم دسته ، دستهگل ریحون که بویی نداره دل من طاقت دوری ندارهلالالالا بگم تا روزت بگردت گل زیبای من پیروز بگردت ❤ ۰ 👁 ۰ ترجمه‌ی پیشنهادی هنوز بررسی نشده 📚 داستان فولکلور حكايت سبدكالا ومردم فولکلور هرمزگان · قشم (درگهان) سلام بر برادر گلم موسی مطایف وای من خیلی با این سبد کالا خاطره دارم اول رفتم به همی سایت سبد کالا ، نگا امکه به ما تعلق اهگفتر ، بعد تو همو ❤ ۰ 👁 ۲ ترجمه‌ی پیشنهادی هنوز بررسی نشده 🪘 شعر عامیانه فولکلور چیستان قشمی «عجایب چیزکی دیدم…» فولکلور هرمزگان · قشم عجایب چیزکی دیدم جَوِندَکخوراکی نعمت و بی آب زنده ❤ ۰ 👁 ۰ با ترجمه هنوز بررسی نشده 🪘 شعر عامیانه فولکلور چیستان قشمی «عجایب صنعتی دیدم…» فولکلور هرمزگان · قشم عجایب صنعتی دیدم در این دشتبه تن پنج و نفس چار و به پا هشت ❤ ۰ 👁 ۰ هنوز بررسی نشده 📚 داستان فولکلور حسن گفت ؛ به اجبار خفت فولکلور هرمزگان · بندرعباس حاکمی به مردمش ایگو : صادقانه مشکلاتتان را بگی . حسن نزد حاکم هند و ایگفت : گندم و شیر که اتگو چه بو؟ خونه که قول ادا چه شد؟ کار چه شد؟ حاکم… ❤ ۰ 👁 ۱ ترجمه‌ی پیشنهادی هنوز بررسی نشده 📚 داستان فولکلور بخشش فولکلور هرمزگان · بندرعباس ماه رمضون هسته و ما هم طبق معمول به اجبار، روزه . اون روز زنگ آخر ورزش موهسته . تنها درسی که با تمام وجود بهش علاقه نشون مادا . فکر ماکه اگه تو… ❤ ۰ 👁 ۱ ترجمه‌ی پیشنهادی هنوز بررسی نشده 🪘 شعر عامیانه فولکلور چیستان قشمی «گای زرد لاغری…» فولکلور هرمزگان · قشم گای زرد لاغری ما اکُشیم تو ناخری ❤ ۰ 👁 ۰ با ترجمه هنوز بررسی نشده 🎼 شعر فولکلور دوبیتی عامیانه «خداوندا غریب درگهانم» فولکلور هرمزگان · قشم خداوندا غریب درگهانمگرفتار ول شیرین زبانمهمه میگن برو ترک ولت کنخداوندا نمی گرده زبانم ❤ ۰ 👁 ۰ هنوز بررسی نشده 📚 داستان فولکلور عاشکی علیکو خاطرات بندری · بندرعباس مشی سکینه مُم علیکو و فاتَکو وا هم گپ اَزدن و بی نُونوائی نَرهتن فاتَکو : گپت کَبول سیکین ، ولی باور کن دُخت ما خاستگار مُورگ فُروش هم ای بودی سکینه : پَ… ❤ ۰ 👁 ۱ ترجمه‌ی پیشنهادی هنوز بررسی نشده 🎼 شعر زندگی وقتی خوشن سیرگپ · بندرعباس زندگی وقتی خوشن که دلبر نازت بخرتبا نگاه به چشمونت پی به رازت ببرتساده نهندی تو دلم که ساده از دلم بریفکر نکنی با یک خطا از دل دیونم اری ❤ ۰ 👁 ۱ ترجمه‌ی پیشنهادی هنوز بررسی نشده

شعر یا قصه‌ای بندری در خاطرت هست؟

لالایی مادربزرگ، دوبیتی صیادها یا قصه‌ای که شب‌ها می‌شنیدی را با ترجمه‌ی فارسی بفرست تا برای نسل بعد بماند.