پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

شعر و داستان بندری

دوبیتی‌های صیادها، ترانه‌ها، لالایی‌ها، شروه‌ها و قصه‌های شب‌نشینی هرمزگان؛ هر اثر با متن اصلی، ترجمه‌ی فارسی و معنی واژه‌ها با یک کلیک.

🎼 شعر دل‌نوازی بندر محمد مذنبی · بندر عباس · ۱۳۹۰ در صبح‌های نم بندرصیادان می‌روند به شمرهر کشتی یک داستان داردهر موج یک رازِ پنهان دارد ❤ ۰ 👁 ۱۵ هنوز بررسی نشده 🎼 شعر شب‌های تنهایی لیلا صادقی · کیش · ۱۳۹۵ شب‌های بندر آرام نیستفانوس‌های قدیمی پایا نیستموج‌ها زمزمه می‌کنند در شبو من به تنهایی گوش می‌دهم به سخن شب ❤ ۰ 👁 ۱۶ هنوز بررسی نشده 🎼 شعر کشتی‌های سفری علی بافقی · بندر گناوه · ۱۳۹۶ کشتی‌های سفری می‌روندبه افق دوری می‌روندبا پری و ستاره راهنمادر دریای بی‌کران می‌روند ❤ ۰ 👁 ۱۸ هنوز بررسی نشده 🎼 شعر سایر دریا و من عبدی محب من با دریا صحبت می‌کنمهر شب دریا مرا به خواب می‌بردموج‌ها مثل دل من تند می‌روندشاید هیچ‌کدام نمی‌دانند کجا می‌روند ❤ ۰ 👁 ۲۱ هنوز بررسی نشده 🎼 شعر سایر بندر عباس شاعر معاصر بندر عباس شهرِ من استرنگین مثل مرجان‌های دریاهر خیابان یک قصه داردهر انسانی یک خواب دارد ❤ ۰ 👁 ۲۹ هنوز بررسی نشده 📚 داستان فولکلور راه بهشت فولکلور هرمزگان ملائی راه مسجد گم ایکرده، از کودکی که از اون طرف رد شبو، ای پرسی، فرزندم مسجد ای محل کجان؟ کودک ایگو، ته همی خیابون، ب پیچ دست چپ، اون جا مسجد ابینی. ملا… ❤ ۰ 👁 ۱۶ هنوز بررسی نشده 📚 داستان فولکلور بچه‌های سیم بالا فولکلور هرمزگان پادشاه و خیر گفتن وزیر - یه روز پادشاه شواست از در قصر صحرا بیاد که دستش لای در گیر ایکه و کلنچش قطع بو و پادشاه عصبانی ازدرد داد ایزه وزیر که دنبالش… ❤ ۰ 👁 ۱۳ هنوز بررسی نشده 📚 داستان فولکلور بچه‌های بندر فولکلور هرمزگان وا دو هوندم تو مدرسه، هیچکه تو حیاط نهسته. مثکه خیلی وقت پیش زنگ ایخارده و چوکون همه سر کلاس هسترن. همش دور و بر خو نگاه مکه یه وقت آقای ادیبی، به مه… ❤ ۰ 👁 ۱۸ هنوز بررسی نشده 📚 داستان فولکلور خالو مجید فولکلور هرمزگان خالو مجید یک شخصیت برجسته در تاریخچه بندر عباس بوده. او یک دریانورد بزرگ و شاعر توانای بندری بود که در زمان گذشته شهرت زیادی داشت. خالو مجید از فضائل و خصوصیات نیکی شهرت… ❤ ۰ 👁 ۱۰ هنوز بررسی نشده 🎼 شعر فولکلور مواتن ای زمُون فولکلور هرمزگان · بندر عباس · ۱۳۸۰ مواتن ای زمُون شیدا بگردُمغریب و گُم بودُم پیدا بگردُمدلُم مث پرستوی اسیرندو دستُم خالی و خیلی فخیرن ❤ ۰ 👁 ۲۴ هنوز بررسی نشده 🎼 شعر عاشقانه دخت ناخدا عبدی محب · بندر عباس · ۱۳۸۵ دخت ناخدا دلی چه سنگنچشمون سیاش چقد قشنگنافسوس که فقط دل مه تشکستفراموش اتکه اون عهدی که اتبست ❤ ۰ 👁 ۳۲ ترجمه‌ی پیشنهادی هنوز بررسی نشده

شعر یا قصه‌ای بندری در خاطرت هست؟

لالایی مادربزرگ، دوبیتی صیادها یا قصه‌ای که شب‌ها می‌شنیدی را با ترجمه‌ی فارسی بفرست تا برای نسل بعد بماند.