پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
صفت و حالت صفت 📍 گویش بندرعباسی📍 گویش قشمی📍 گویش مینابی

تلو

/Telu/
تأییدشده · ۷ منبع

معنی فارسی

  1. بزرگ۲۳۴۵۶۷۸
  2. طویل۶۸
  3. بزرگ از نظر حجم۱
  4. گنده۱
  5. گونده۷
  6. بزرگ‌هیکل۹

مثال‌ها

  1. تلو قامتی دارد.
  2. تلو و بزرگ۷
  3. تلو بدن۷

توضیحات تکمیلی

بزرگ و گونده.

اطمینان جامعه به این معنی ۵۰٪
هنوز رأی نگرفته
برای استوری، واتس‌اپ و تلگرام

ریشه‌ی این واژه هنوز ثبت نشده — اگر می‌دانید بگویید. از فارسی میانه مانده؟ وام‌واژه‌ی عربی، هندی، پرتغالی یا انگلیسی است؟ یا از دو واژه‌ی بندری ساخته شده؟ بعد از بررسی استادها، این‌جا با نام شما می‌آید.

منابع ۹

  1. ۱ گپ و گویش بندرعباسی (هرمزگانی) وبلاگ · اعتبار متوسط
  2. ۲ واژگان و اصطلاحاتِ گویشِ بندرعباسی (با معنی) — مهر میهن سایر · اعتبار کم
  3. ۳ لغتنامه میناب/ گپ و گویش مینابی وبلاگ · اعتبار متوسط
  4. ۴ وب سایت گچین زیر(پایین) — لغتنامه بندری وبلاگ · اعتبار کم
  5. ۵ وادی بندرعباس وبلاگ · اعتبار متوسط
  6. ۶ فهرست واژه‌های SIRgap (مجموعه‌ی مالک سایت، نسخه‌ی ۱) سایر · اعتبار متوسط
  7. ۷ فهرست واژه‌های sirgap2 (مجموعه‌ی مالک سایت، نسخه‌ی ۲) سایر · اعتبار متوسط
  8. ۸ واژه‌نامه‌ی فعلی هرمزجان (ثبت کاربران سایت قدیم) سایر · اعتبار متوسط
  9. ۹ نظام نامگذاری غیررسمی عامه در میان جزیره‌نشینان قشم (مصطفی ندیم؛ نامهٔ انسان‌شناسی، س۴ ش۷، ۱۳۸۴، ص۱۴۷–۱۶۰) مقاله · اعتبار بالا

تأییدشده · ۷ منبع معنی این واژه را چند منبع مستقل یا جامعه‌ی گویشوران تأیید کرده‌اند.

اصلاح یا تکمیل این واژه

معنی دیگری می‌دانید، تلفظ یا مثال بهتری دارید، یا توضیحی لازم است؟ پیشنهاد دهید؛ پس از بررسی ناظر اعمال می‌شود و ۳ امتیاز می‌گیرید.

برای پیشنهاد وارد شوید

تاریخچه‌ی پیشنهادها

هنوز پیشنهادی برای این واژه ثبت نشده است.

گفت‌وگو درباره‌ی این واژه

کاربرد این واژه در گویش شما چطور است؟ مثال یا خاطره‌ای دارید؟

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.