پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شغل اسم 📍 گویش کیشی📍 گویش لنگه‌ای

ناخدا

/Nākhudā/
تأییدشده · ۵ منبع

معنی فارسی

  1. کاپیتان کشتی۴۵
  2. فرمانده اصلی قایق۱
  3. کسی که هدایت کشتی یا قایق را به عهده دارد۲
  4. فرماند ه کشتی۳

مثال

  1. ناخدا کشتی را فرمان می‌دهد.
اطمینان جامعه به این معنی ۵۰٪
هنوز رأی نگرفته
برای استوری، واتس‌اپ و تلگرام

ریشه‌ی این واژه هنوز ثبت نشده — اگر می‌دانید بگویید. از فارسی میانه مانده؟ وام‌واژه‌ی عربی، هندی، پرتغالی یا انگلیسی است؟ یا از دو واژه‌ی بندری ساخته شده؟ بعد از بررسی استادها، این‌جا با نام شما می‌آید.

منابع ۵

  1. ۱ اصطلاحات دریانوردی در خلیج فارس — ویکی‌پدیا ویکی · اعتبار متوسط
  2. ۲ واژه‌های ویژهٔ ماهی و ماهیگیری، مروارید و آبزیان در گویش بومیان جزیرهٔ کیش (زبان‌ها و گویش‌های ایرانی، ش ۷، خرداد ۱۳۹۶) مقاله · اعتبار بالا
  3. ۳ واژه‌های ویژهٔ دریا و دریانوردی در گویش لنگه‌ای (زبان‌ها و گویش‌های ایرانی، ش ۴، آذر ۱۳۹۳) مقاله · اعتبار بالا
  4. ۴ فهرست واژه‌های SIRgap (مجموعه‌ی مالک سایت، نسخه‌ی ۱) سایر · اعتبار متوسط
  5. ۵ واژه‌نامه‌ی فعلی هرمزجان (ثبت کاربران سایت قدیم) سایر · اعتبار متوسط

تأییدشده · ۵ منبع معنی این واژه را چند منبع مستقل یا جامعه‌ی گویشوران تأیید کرده‌اند.

اصلاح یا تکمیل این واژه

معنی دیگری می‌دانید، تلفظ یا مثال بهتری دارید، یا توضیحی لازم است؟ پیشنهاد دهید؛ پس از بررسی ناظر اعمال می‌شود و ۳ امتیاز می‌گیرید.

برای پیشنهاد وارد شوید

تاریخچه‌ی پیشنهادها

هنوز پیشنهادی برای این واژه ثبت نشده است.

گفت‌وگو درباره‌ی این واژه

کاربرد این واژه در گویش شما چطور است؟ مثال یا خاطره‌ای دارید؟

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.